كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
647
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
و قول گردون قياس و القلب مستقر سلطان الروح در سايهء چتر آفتاب اساس ميرزا الغ بيك از جنود اشخاص انسانى و صفوف افراد حيوانى جهان ثانى مىنمود . بيت [ سپاهى زريگ بيابان فزون * گه كين نهنگان درياى خون ] « 63 » همه با دل شير و نيروى ببر * ز نوك سنانها خراشيده ابر و چند قشون آراسته در ظلّ رايت فتح آيت بازداشته بود تا اگر به مدد احتياج افتد مستعد كار باشند و برانغار از امراى نامدار و بهادران شمشيرگذار كه در سلك اهتمام ميرزا عبد العزيز انتظام داشتند استحكام يافت . بيت چو شيران خشمين و پيلان مست * ز جان از پى آبرو شسته دست و ميرزا علاء الدوله را چشم اميدوار از طرف برانغار به فروغ طلعت ميرزا صالح و مردم او روشن بود . بيت همه سر پر از خشم و دل پر زكين * به ابروى مردى درافكنده چين و قول از فر شكوه پادشاهانه و نور حضور خسروانهء ميرزا علاء الدوله زيب و زينت گرفت و چند امير تومان با لشكرهاى جهان به يوسون كوماك مهيا بودند تا اگر از طرفى قصورى و ضعفى روى نمايد تدارك آن كنند . بيت يلان سرافراز شمشيرزن * نبرد آزمايان لشكرشكن
--> ( 63 ) . اضافتى در يك نسخه .