كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

633

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

امرا و اعيان دولت را وسيلهء مرحمت آن حضرت ساخته مال و منال ذريعهء امن و امان دانست و عرضه داشت كه اگر آن حضرت عنايت فرموده معتمدى ارسال نمايد و عهد و پيمان كرده از گناه بنده گذرد بنده تا زنده باشد پاى از حدّ خود بيرون ننهد . بيت يكى بنده باشم به فرمان شاه * نپيچم سر از عهد و پيمان شاه و چون مشار اليه اخترى بود از برج نبوّت و گوهرى از درج فتوّت ، ميرزا ابو القاسم بابر از آن‌جا كه كمال كرم او بود ملتمس او را اجابت فرمود و جناب مولاناى اعظم صدر الصدور فى الآفاق مولانا شمس الدين محمد بخارى « 37 » را به رسم رسالت ارسال نمود و مولانا بيت به فرخنده شغلى كه فرمود شاه * به خدمت كمر بست و پيمود راه و چون به والى سارى رسيد ، امير سيد محمد اعتذار بسيار اظهار كرد كه ما در مقام اطاعت و انقياد ثابت‌قدم و راسخ دميم و هرگز غير از فرمانبردارى و باجگزارى طريقى ديگر مسلوك نخواهيم گذاشت . مولانا شمس الدين صدر اجازت يافته مراجعت نمود و كسى از معتمدان او همراه آورده سخن او به موقف عرض رسانيد و آن حضرت عفو قدرت‌آميز از لوازم مكارم اخلاق دانسته جرم و جناح او را به جناح بخشش و ذيل بخشايش پوشانيد و ان اولى النّاس بالعفو اقدرهم على العقوبة پيش نظر آورد و به طالع همايون و فال ميمون به شهر سارى درآمد . اشراف امم و اكابر آن بلدهء معظم به خدمت درگاه فلك اشتباه شتافتند و مراسم نثار و پيشكش به تقديم رسانيدند .

--> ( 37 ) . در حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 152 او را « مولانا محمد بخارى معمارى » نوشته است .