كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
617
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
« امير جهانشاه به عنايت پادشاهانه اختصاص يافته بداند كه چنين استماع افتاد كه مردم او به خلاف نشان همايون در ولايت سلطانيه و قزوين مدخل كردهاند . به غايت بىقاعده و بىراه است . مىبايد كه ولايت مذكور به نواب ديوان اعلى باز گذارد و دست تصرف از اذيال آن كوتاه و كشيده دارد و به الگا كه حضرت خاقان سعيد مغفور براى او معين فرموده اكتفا و قناعت نمايد و اصلًا در حدود ممالك محروسه درنيايد و الّا ميدان قتال و جدال تعيين نمايد تا آنچه در مشيت حق سبحانه باشد به ظهور آيد » . « 17 » و نشان را مهر بر رو زده مكمّل فرمود و در صحبت قاصدى سخندان ارسال نمود و متعاقب نشان با لشكرهاى جهان به جانب تركمان روان شد . و چون نشان به ميرزا جهان شاه رسيد و بر مضمون آن واقف گرديد از قوت جلادت شاهزاده حيران ماند « 18 » و با سپاه بىقياس به طرف مملكت عراق و فارس عزيمت نمود و چون مسافت ميان آن دو لشكر كينهور و آن دو سپاه صفدر نزديك رسيد و عزم رزم ميان فريقين مقرر و جزم گرديد بيت چو منزل درآمد به بدخواه تنگ * هژبران به كين تيز كردند چنگ از طرفين وسائل و رسائل روان ساختند و طرح صلح و آشتى در ميان انداختند . عاقبت بر آن قرار گرفت كه ميرزا جهان شاه صبيهاى كه در پردهء عفت و طهارت دارد به آيين شرع شريف در عقد ازدواج ميرزا سلطان محمد آورد . بيت يكى دختر خود فرستد به شاه * چه دختر كه تابنده خورشيد و ماه
--> ( 17 ) . در حبيب السير اين نامه ( نشان ) را به عنوان ( حكم ) با اختلافات خفيفه درج نموده است . ( 3 : 3 : 16 ) ( 18 ) . حبيب السير : متعجب گشته گفت اين شخص در كمال تهور و شجاعت است يا از نشأة جنون بهرهء تمام دارد كه به مثل من پادشاهى اين نوع نشان مىنويسد .