كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

618

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و ميرزا سلطان محمد سلطانيه و قزوين را به رسم شيربها به ميرزا جهانشاه گذارد و بدين واسطه اسباب بيگانگى به يگانگى بدل شد و ضمائر و سرائر به زيور وفا و زينت صفا آراسته گشت و بنياد محبت ووداد رسوخ و انعقاد يافت و اتحاد و اعتقاد تمام ميان جانبين استحكام پذيرفت و هر دو سپاه عذرخواه مراجعت نمودند و هريك در مستقر دولت و سرير سلطنت مقام و آرام فرمودند . ذكر نهضت ميرزا الغ بيك گوركان به جانب خراسان و باز رفتن به طرف مملكت توران چون خبر واقعهء حضرت خاقان سعيد به اطراف ممالك عالم رسيد و ميرزا عبد اللطيف از حوالى رى قاصد و عرضه داشت پيش پدر فرستاد و شرح واقعه اعلام داد ، ميرزا الغ بيك از استماع اين خبر چندان جزع و فزع نمود و اندوه و اضطراب فرمود كه بيم آن بود كه از خلعت حيات عارى شود و در قباى فنا متوارى گردد و خاطر به كلى از مهمات ملكى برداشت و آيين سلطنت و قوانين مملكت مختّل و مهمل گذاشت . اكابر آن ديار و امراى نامدار به حكايات سودمند و كلمات دلپسند و خاطر خطير و ضمير جهانگير كه به يك بارگى التفات از تدبير امور و ضبط مصالح جمهور برداشته بود و كاروبار جهان را نابوده انگاشته تسكين و تسلى تمام دادند و به لطايف حيل بر سررشتهء اول آوردند و به تجديد راى اقاليم گشايى بر عزم جهانگشايى فرمان داد و تواچيان به استحضار لشكرها فرستاد و لشكر فراوان و سپاه بىپايان زيادت از كواكب بروج و افزون از افواج ياجوج در سلك اهتمام انتظام يافته به بلجار معين جمع آمدند . بيت جهان در جهان لشكر آراسته * ز فولاد كوهى برآراسته و چون اكبر اولاد حضرت خاقان سعيد ميرزا الغ بيك گوركان بود و از