كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

715

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

الفضاء بىخبر گشته لشكرها از بسطام گذرانيده به اسفراين رسيد . « 170 » بيت پيمان‌شكن هر آينه گردد شكسته حال * ان العهود عند مليك النهى ذمم چون پرتو اين خبر به خاطر انور ميرزا ابو القاسم رسيد اثر تغير در بشره و جبين و داعيهء انتقام در چهرهء مبين او ظاهر گرديد . بيت گر سايهء تغير او بر جهان فتد * در چشم كو كنار مركّب شود سهر و عزايم پادشاهانه بر كارزار خصم كه كار خصم‌زار سازد قرار يافت و سپاه نصرت بر يمين و لشكر ظفر بر يسار نهضت نمود و چون شير خشم‌آلود از جنگل استراباد بيرون آمد . ميرزا سلطان محمد در وقتى كه به خراسان درآمد امرا و داروغگان به اطراف ولايات روان ساخت . از آن جمله امير عبد الرحيم دولداى نامزد قهستان شده به قصبهء قاين رسيد و مولانا احمد يساول كه به رسم حكومت درقاين متمكن بود به اتفاق قرامان تركمان كه حاكم تون بود به عزم محاربهء عبد الرحيم بيرون آمد و به موجب الفاتحة ام الكتاب سانح خير و سعادت روى نمود و فتح و ظفر خراسانيان را بود و لشكر عراق راه گريز پيش گرفتند و عبد الرحيم كه سردار ايشان بود از پاى درآمد و سر او را به اردوى ميرزا ابو القاسم بابر فرستادند و بدين بشارت قوت و صولت خراسانيان زيادت شد . و ميرزا سلطان محمد خبر بيرون آمدن ميرزا ابو القاسم بابر از مازندران شنيد و

--> ( 170 ) . ايضا : از بسطام و دامغان گذشته به جلگاه اسفراين درآمد - دولتشاه : به خراسان مايل شد و به جوين نزول كرد و از جوين به اسفراين آمد .