كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
716
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
آگاه شد كه سپاه مخالف نزديك رسيد . از اسفراين بازگشته عازم صوب استراباد شد و در موضع چناران آن دو سپاه گران و آن دو درياى بىكران جوشان و خروشان به هم رسيدند و از طرفين چون دو كوه فولاد صفها كشيدند و هر دو پادشاه به ترتيب سپاه و تنظيم آوردگاه فرمان دادند و آن دو لشكر به نوعى آراسته بود كه تا سلطان انجم كه شهسوار طارم چهارم است در ميدان آسمان جولان نمود معركهاى به آن هولناكى مشاهده نفرمود و هر دو سپاه روى به رزمگاه آورده حرب آغاز كردند « 171 » و دست به غارت جانها دراز كردند . نظم درآمد به جنبش دو لشكر چو كوه * كاز آن جنبش آمد جهان را ستوه برآمد زقلب دو لشكر خروش * رسيد آسمان را قيامت به گوش صداى غريو گورگه و كوس در خم اين طاق آبنوس افتاد و افواج آن دو لشكر چون امواج بحر اخضر به هم رسيد . مبارزان بهرام انتقام تيغ كين آخته و سنان جانستان افراخته هر طاير تير كه در آشيان تركش بود به هواى زاغ كمان « 172 » پرواز كرد و هر مرغ روح كه در قفس كالبد پا بستهء دام اضطراب بود در طپيدن و اضطرار آمد . هر لحظه به نوك ناوك جگردوز و زخم تيغ آتش افروز شعلهء قتال تيزتر و ثعبان سنان خونريزتر مىشد . ميرزا سلطان محمد چون شير خشمناك مىغريد و به زخم تيغ جانستان جگرگاه خصم مىدريد و ميرزا ابو القاسم بابر چون پلنگ زودآهنگ آتش جنگ مىافروخت و به خدنگ خاراگذار عقد ثريا بر كمربند جوزا مىدوخت . مثنوى جهانجوى سلطان محمد پگاه * برآشفت چون شير نر زان سپاه
--> ( 171 ) . دولتشاه بر صفحهء 411 گفته است كه اين مصاف در روز يك شنبه 13 شهر ذى الحجه سنه 855 دست داد . ( 172 ) . به معنى سرگوشهء كمان و زاغ مصوّر بر كمان است .