كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

711

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و سپاه ظفر شعار غنيمت بىشمار يافت و غارت و تاراج هر محتاج را غنى و هر غنى را محتاج ساخت . بيت « 162 » ز بس غارت آوردن از بهر شاه * غنيمت نگنجيد در عرض گاه همه روى صحرا پر از خواسته * به گنجينهء گوهر آراسته و چون خبر فتح به سمرقند رسيد ، جناب شيخ الأسلام اعظم ، سلطان علماء العالم ، برهان الدين خواجه مولانا « 163 » سلمه اللّه و ابقاه كه در جانب ميرزا سلطان عبد اللّه كمال اخلاص به ظهور آورده غلوى عظيم داشت قاصد خراسان گشت . و ميرزا سلطان ابو سعيد رايت سلطنت و علم ظفر و نصرت برافراخت و آوازهء اين فتح همايون در گنبد گردون و اطراف ربع مسكون انداخت و چون بر سرير سلطنت و مستقر خلافت تمكن يافت و انوار آفتاب عنايت او بر وجنات كاينات تافت ، جهانيان در طلعت همايون او شمايل فرّ يزدانى و دلايل صاحبقرانى مشاهده نمودند و قوانين جهانگشايى و براهين فرمانروايى معاينه ديدند و اكابر آن ديار مراسم نياز و نثار به ادا رسانيدند و خطبه و سكه به زيور نام و زينت القاب همايون موشح گردانيدند و آن حضرت ابواب معدلت بر روى عالميان بازگشاد و جهانيان را در ظلّ آفتاب دولت و اقبال ملجأ و مأوى داد و رقاب و نواصى اوانى و اقاصى در قبضهء اقتدار استقرار يافت و عامر و غامر ممالك در سلك انتظام قرار گرفت و اول مهمى كه به تدبير آن التفات پادشاهانه فرمود و نزد ارباب بصيرت به غايت مستحسن نمود حكم قصاص قاتلان ميرزا عبد اللطيف بود كه ايشان را گرفته فرمود كه در همان محل كه قصد شاهزاده كرده بودند كشتند و سوختند .

--> ( 162 ) . خمسهء نظامى ( شرفنامه ) 145 . ( 163 ) . براى وى ر ك به حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 198 .