كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

710

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بيت سپاهى چو زنبور با نيشتر * زغوغاى زنبور هم بيشتر « 159 » و از طرفين صفوف قتال و اسباب جنگ و جدال آراسته شد و پيكر پيكار پديد آمد . آسمان از گرد ناورد ناپديد گشت و زمين از خون كشتگان رنگ شفق گرفت و افواج آن دو لشكر چون امواج بحر اخضر و نمودار دشت محشر در يكديگر افتادند . ميرزا سلطان عبد اللّه چندان‌كه مقدور بود پاى ثبات و قرار افشرد تا دست راست و دست چپ از دست رفته قلب چون حال دولت او منقلب گرديد و لشكر سمرقند به يكبارگى روبه راه فرار آوردند و ميرزا سلطان عبد اللّه در اثناى گيرودار گرد ادبار بر چهرهء روزگار او نشسته و در دام خسارت گرفتار گشته « 160 » كشته شد . نخل بالاى پادشاهى كه به كمال اعتدال رسيده بود از تندباد فنا شكست يافت و ماه رخسار شاهنشاهى كه با آفتاب دعوى مقابله مىكرد به عقدهء خسوف مبتلا شد . بيت دريغا طلعت چون ماه انور * دريغا قامت رشك صنوبر و اين واقعه شنبه بيست و دوم جمادى الأولى كه آفتاب در آخر جوزا « 161 » بود وقوع يافت و ميرزا سلطان ابو سعيد شكر نعماى الهى به‌جاى آورد . شعر شكرناه انّ الشكر للّه طاعة * و من يشكر المعروف فاللّه زائد

--> ( 159 ) . خمسهء نظامى ( شرفنامه ) 153 . ( 160 ) . حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 167 : « در اثناى راه بارگير او در لاى فرورفت . . . و به حكم ميرزا سلطان ابو سعيد جام شهادت دركشيد » . ( 161 ) . ايضا : شب دوشنبه 22 جمادى الأولى سنهء 855 - [ آخر جوزا يعنى آخر خردادماه ] .