كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
709
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
خيل سحاب از هر طرف رنگين كمان كرده به كف * باران چو تيرى بر هدف دست توانا ريخته « 157 » و بارندگى و سرما به نوعى قوى شد كه جمعى مردم خراسان كه از سنگ يده واقف نبودند مدتى از آن حال تعجب مىنمودند . القصه موكب همايون به طالع فرخنده و اختر راهنمون نزديك قريهء شيراز كه در جانب شمال به چهار فرسخى سمرقند واقع است رسيد و از آن زمان كه آوازهء عزيمت حضرت خلافت به جانب سمرقند مقرر شد فوجفوج از لشكر و سپاه ميرزا سلطان عبد اللّه بدرگاه خلافت پناه مىرفتند و جمعى كه قصد ميرزا عبد اللطيف كرده بودند و از ميرزا سلطان عبد اللّه انواع تربيت يافته ايشان نيز روگردان شدند و ميرزا سلطان عبد اللّه با لشكر و سپاه آراسته از آب كوهك « 158 » گذشته در برابر رفت و هر دو پادشاه رزمخواه نزديك هم رسيدند و هريك به تسويهء صفوف و تعبيهء لشكر قيام نمودند و از آن طرف سپاه ظفر پناه ، جمعى پردل شيرخوى و فوجى پلنگ خشم جنگجوى كه به تير حشم تير مىدوختند و به سنان آتش فشان دماغ كيوان مىسوختند . بيت به شمشير فولاد و تير خدنگ * گذرگاه كردند بر مور تنگ و از جانبى ديگر لشكرى گران و سپاهى بىكران ، سراسر قوّت و توان ، از كثرت عدد انديشه از تعدادشان حيران و محاسب و هم از حصرشان بىنشان .
--> ( 157 ) . كليات خاقانى ص 358 . ( 158 ) . براى آب كوهك ر ك به ترجمهء بابرنامه ( ازبيورج ) ص 76 . كوهك ( و چوپان آقا ) يك روزه راه بود از سمرقند ر ك ليسترينج ص 464 و ترجمهء با برنامه به امداد فهرست . رصد ميرزا الغ بيك بر كوهك بود .