كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
705
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
آن بلده را محل اقامت فرمود و از روحانيت سلطان سيدى احمد يسوى « 152 » قدس سره كه در آن بلده آسوده بود استمداد نمود و ميرزا سلطان عبد اللّه چون ازين حال آگاه شد به استعداد سران سپاه و گردنكشان درگاه فرمانفرماى گشت و در قلب زمستان امراى دولت و اعيان را معين فرمود و فرمود كه به سرعت تمام به طرف يسى رفته سعى و كوشش نمايند شايد كه آن آهوى وحشى را به دام آورند و ندانستند كه : بيت عنقا شكار كس نشود دام باز چين * كاينجا هميشه باد به دست است دام را « 153 » امراى عظام با يراق تمام عزيمت نمودند و همهء راه برف كوفته به شهر يسى رسيدند و ميرزا سلطان ابو سعيد شهر را حصار ساخته دل در عون آفريدگار بست و به عزمى درست از حضرت مالك الملك كه حافظ و حامى همه اوست و بازگشت جمله به دو مدد خواست و امرا به محاصره اشتغال نموده آتش محاربه اشتعال يافت و از اطراف و جوانب جنگ انداختند و چند روز جنگ و جدال و حرب و قتال بود و مبارزان دلير و دلاوران صاحب شمشير به مقابله و مقاتله بيرون آمدند و از طرفين خلقى بسيار مقتول و مجروح شدند و لشكر سمرقند را مجال نبود كه گرد برج و بارو گردند و چون در صدمهء اولى اين طامهء كبرى مشاهده كردند در وهله نخستين اين جلادت معاينه ديدند وهم و هراس بىقياس بر ايشان غالب شد . در اين اثنا ، ميرزا سلطان ابو سعيد را تدبيرى لطيف روى داد و جمعى به شعار مردم اوزبك پوشيده از شهر بيرون فرستاد تا از دور سياهى نموده آوازه دراندازند
--> ( 152 ) . ر ك براى وى به ليسترينج محل مذكور - در سنهء 799 تيمور بر قبرش عمارتى تعمير كرد كه به عرض دو سال به اتمام پيوست ( ر ك به يزدى ج 2 ص 9 به بعد ) و به تركستان از اسكايلر Schuyler كه تصوير مزار سيدى احمد را دارد . ( 153 ) . ر ك ديوان حافظ خلخالى ص 5 .