كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

703

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

درين اثنا ، از مخصوصان ميرزا علاء الدوله چهره‌اى آمده عرضه داشت كه خدمت پادشاه نزديك شهر آمده در دامن كوه گازرگاه غايب شد . ميرزا ابو القاسم بابر تفحص نموده او را در وثاق اسكندر بيك يافتند و جواهر قيمتى مثل لعل بوكرك « 148 » و تيوه گوزى و شاه منصورى و غيره كه جوهريان جهان از قيمت يكى عاجز شدند همراه او پيش ميرزا ابو القاسم آوردند و او را به يكى از خاصان سپرده مضبوط و محفوظ ساختند و شرح استخلاص او خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى . وقايع سنهء خمس و خمسين و ثمانمائه ذكر اقبال و انتقال احوال ميرزا سلطان ابو سعيد در مبادى حال اهل دانش و بينش و واقف‌كاران كارخانهء آفرينش را چون فروغ جهانتاب روشن و به‌سان لمعان صبح صادق مبين است كه قادر مختار عز شانه هرگاه دولتمندى را خواهد كه به علوشان و رفعت مكان در مستقر سلطنت متمكن سازد و تاج و هاج خلافت را به فرق فرقدساى او برافرازد ، بخت او را در تباشير صبح دولت و مبادى ايام سلطنت به صنوف بليات و فنون واقعات پرورش دهد تا آن دولتمند به هر دو صفت جمال و جلال و اقبال و انتقال و انعام و انتقام و لطف و عنف و مهر و كين و سرعت و تمكين تربيت يابد و نير عالم‌افروز خمّرت طينة آدم بيدى اربعين صباحا از افق اين معنى مىتابد . طنطنهء وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ « 149 » را دغدغهء لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ « 150 » مقابل است و ماه چهارده جهان‌افروز بدر را

--> اضطرار از حصار اختيار الدين بيرون آمدند و مقاليد قلعه به نواب درگاه پادشاه و الا جناب سپرده ايشان نيز رخت به عالم آخرت بردند . ( 148 ) . ر ك براى لعل بوكرك شرفنامهء بدليسى ( طبع مصر ) 529 . ( 149 ) . سورة الأنبياء 107 . ( 150 ) . سورة آل عمران 128 .