كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

اعتذار 9

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و بدين بيت او را دعا گفت : فرخ است و خجسته فال او را * جشن هفتادمينه سال او را پروفسور محمد شفيع در طول عمر پرثمر خود دمى بيكار ننشست و دنبالهء تحقيقات و مطالعات خود را رها نكرد و حاصل اين تلاش و كوشش صميمانه ترجمه و تصحيح كتابهاى ارزنده‌اى است ، من‌جمله ترجمهء كتابهاى حاجى مراد اثر لئو تولستوى از انگليسى به اردو ( لاهور 1913 ) ، قصه اصحاب الاخدود از سريانى به انگليسى ( لاهور 1918 ) ، فهارس العقد الفريد از ابن عبد ربه از عربى به انگليسى ( از انتشارات دانشگاه پنجاب در 2 جلد ، كلكته 1935 تا 1937 ) و تصحيح متونى چون تذكرهء مىخانه ملا عبد النبى فخر الزمانى قزوينى ( با حواشى و فهارس ، لاهور 1926 ) ، و تتمهء صوان الحكمه على بن زيد بيهقى ( متن عربى با حواشى و فهارس از انتشارات دانشگاه پنجاب ، 1935 ) ، درة الاخبار ترجمهء فارسى صوان الحكمه ( انتشارات دانشگاه پنجاب ، 1935 ) ، مكاتبات رشيدى از رشيد الدين فضل اللّه طبيب همدانى ( متن با حواشى ، انتشارات دانشگاه پنجاب و لاهور ، 1940 ) و همين كتاب مطلع سعدين و مجمع بحرين ، در سه جلد ، جلد اول لاهور 1941 و جلد دوم و سوم ، لاهور 1949 . پروفسور محمد شفيع در شب چهارده مارس 1963 در هشتاد سالگى درگذشت و ازو فرزند صالحى به نام احمد ربانى باقى ماند كه مىخواست مؤسسه‌اى به نام پدرش در خانهء پدرى مشتمل بر كتابخانه و يادداشتهاى وى ايجاد كند و براى اين منظور با كمك دكتر ميان محمد بشير حسين فهرستى از نسخ خطى پدر تهيه و منتشر كرد ( 1972 ) ولى مرگ نابهنگام وى مجال اتمام كارها را نداد . با اين‌حال اين فرزند شايسته توانست مقدارى از آثار چاپ نشدهء پدر خويش را با راهنمائى و همكارى علامه سيد وزير الحسن عابدى منتشر كند ، من‌جمله مثنوى وامق و عذرا و متن فارسى كشف المحجوب على بن عثمان هجويرى و ترجمهء اردوى آن كتاب . و صناديد سند و يادداشتهاى پروفسور محمد شفيع راجع به تيمور و عهد وى . روان آن پدر دانشمند بزرگوار كه حق بزرگى بر گردن ما ايرانيان دارد و آن فرزند صالحى كه سنت سنيهء پدر را اقتفا كرد