كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

69

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

از آن‌جا به اوجان رفت . در اين اثنا خبر آمدن سلطان احمد شنيد . فرمود كه مدتها ما را با اين خاندان مبارك طريقهء اخلاص مسلوك است . چون عرصهء ملك خالى بود و رعايا از طمع هركس در زحمت آمديم و محافظت كرديم . اكنون كه خداوند خانه تشريف آورد ما به خانهء خود رويم . از اوجان كوچ كرده منصور جاگير و پسرش را كه مقيّد داشت گذاشته پيش امير بسطام فرستاد و عازم شروانات شد و سلطان احمد ، اواسط محرّم ، به دار الملك تبريز آمد و مجموع اكابر آذربايجان و تبريزيان شادمانى نموده شهر را آيين بستند و عهد قديم تازه كردند و شيخ على اويرات و محمد سارو تركمان پيش سلطان احمد آمده اسبها كشيدند . سلطان گفت . بيت به جا آوريدند حق نمك * به كام شما باد چرخ‌فلك خواجه محمد كججى و امير جعفر و خواجه مسعود شاه و خواجه زين الدين قزوينى را ديوان ساخت و بازگيرانيده اموال ستاند و ديگربار تربيت فرموده بر سر كار آورد و در اين ولا خبر آمد كه ميرزا ميرانشاه و ميرزا ابا بكر در محاربهء اصفهان مظفر شده و بازگشته عازم تبريزند . سلطان احمد متوهم شده با غلبهء تمام متوجه اوجان شد و با امرا مشورت كرده مصلحت عزيمت جانب بغداد ديدند . سلطان روان گشته لشكريان آذربايجان پريشان شدند . ميرزا ابا بكر هشتم ربيع الأول به تبريز آمد و به سبب طاعون به شهر درنيامده به شنب غازان نزول فرمود و از آن‌جا به طرف نخجوان رفته [ كس ] به طرف ملك عزّ الدين به كردستان فرستاد و ملك آمده در باب قرايوسف سخن گفتند و بر محاربه قرار يافت و هردو سپاه رزمخواه نزديك يكديگر رسيده آب ارس ميان فريقين حايل بود . غرّهء جمادى الأولى دليران طرفين تير را سفير ساخته سئوال و جوابى داشتند . روز ديگر ميرزا ابا بكر از آب گذشت و صفها راست كرده به محاربه مشغول گشت .