كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

70

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

نظم ابا بكر با لشكرى بىشمار * درآمد به هيجا چو اسفنديار دلاور قرايوسف پهلوان * به ميدان درآمد چو رستم روان ميرزا ابا بكر جنگهاى مردانه كرد . امّا لشكر او روگردان شده جمعى گرفتار گشتند و ميرزا ابا بكر نيز برگشته به مرند آمده تبريز را غارت فرمود و لشكريان او در هيچ يمين يسار نگذاشتند و فقرا و مساكين اماكن و مساكن را وداع كرده بسيارى به شكنجه هلاك شدند و شيخ قصاب دو نوكر امير مزيد بكنه را كه چند اول بودند به قتل آورد و ديگران ترك تالان كرده گريختند و شيخ قصاب در صحرا آتش بسيار افروخت و ميرزا به گمان آمدن تركمان كوچ كرد و شيخ قصاب در عقب تا سعيدآباد آمد و ميرزا ابا بكر به سلطانيه رفته قلعه را محكم كرد و آن زمستان در ملك رى گذرانيد . ذكر عصيان بيان قوچين و قتل او و باقى قضايا ميرزا ابا بكر در رى شنيد كه بيان قوچين در قلعهء شهريار ياغى شده است و پيش ميرزا عمر به مازندران فرستاده كه برادرت از لشكر تركمان روگردان و خراب و ضعيف در قزوين غافل نشسته جمعى پيش من فرست تا به سر او رويم . ميرزا ابا بكر آگاه شده شيرين بيك را در قزوين گذاشته عازم شهريار شد و قلعه را محاصره نمود و امير بيان جنگهاى سخت كرد و لشكريان ميرزا ابا بكر مردانه پيش رفته فصيل را گرفتند و اهل قلعه را دل و دست از كار رفت و امان طلبيده قلعه را تسليم كردند . ميرزا ابا بكر قلعه را به على صديق سپرده امير بيان و كسان او را به ياسا رسانيد و در وقتى كه ميرزا ابا بكر قلعه را محاصره داشت ميرزا عمر لشكرى از مازندران به رى فرستاد تا به سر آغروق ميرزا ابا بكر رفته دو هزار خانه‌وار مغول به جانب استراباد راندند چنانچه شرح داده آمد و ميرزا ابا بكر به ساوه رفته مال امان بر رعايا حواله كرد و امرا