كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
49
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
قطعه به رفق و عدل جهان را به طاعت آوردست * اگرچه حكمش عاجز نبود از اكراه رسيده خاك جنابش ز قدر بر افلاك * فتاده نام بزرگش ز جود در افواه چه گفتهاند . بيت كس درختى كه پرورد عمرى * بىضرورت ز بيخ برنكند در اين ولا خبر آمد كه مودود گرمسيرى باز به سرحد غور آمده خرابى مىكند . آن حضرت امير اويس بن امير آقبوقا و طغاى مركن را نامزد آن طرف فرمود و اعلام ظفر اعلام بيست و سيم ذى الحجة الحرام از دار السلطنهء هرات به صوب طوس در جنبش آمده مرغزار شبرتو كه فراش ربيع در فضاى آن ديباى هفترنگ باز كرده بود مخيم اقبال و معسكر اجلال آمد و امير مضراب كه در كنار آبآمويه بود ملحق شد و از جانب طبس ، نوكر امير يوسف جليل كه داروغهء آنجا بود مكتوبى گرفته آورد كه امير سيد خواجه به دست نوكر برادر خود يوسف خواجه به ميرزا اسكندر نوشته بود مضمون آنكه خراسان براى شما مستخلص مىگردانم . چون اين معنى به ظهور آمد ، ديگر اميد بهبود نماند و از جانب سيد خواجه معتمدى آمده بود كه او بر مخالفت مصّر است . وقايع سنهء تسع و ثمانمايه ذكر نهضت خاقان سعيد به جانب طوس و مشهد مقدس غرّهء محرّم الحرام سپاه گردون احتشام به جانب جام حركت نموده جمعه