كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

46

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

من رمضان . و حضرت خاقان سعيد اين خبر شنيده عنان جهانگشاى به آن صوب معطوف ساخت و ميرزا الغ بيك و امير شاه ملك به شرف ملازمت رسيده به موجب اجازت يك ماه در ولايت بادغيس توقف كردند كه اسبان ايشان فربه شود و در منزل نارى ، قشون امير قناشيرين كه آن حضرت او را پيش ميرزا خليل سلطان فرستاده بود مصحوب نوكر او بازآمده عرضه داشت كه ميرزا خليل سلطان مصرع عذرخواهى نموده مىگويد كه ما بر همان عهد و پيمانيم . اما چون ميرزا پيرمحمد از آب گذشته به ولايت ما درآمد ، ما نيز جنگ كرديم و خداى تبارك و تعالى نصرت داد . حضرت خاقان سعيد مزيد جاونى قربانى را با نوكر ميرزا خليل سلطان فرستاد و پيغام داد كه ما نيز بر آن عهديم مصرع بر همانيم كه بوديم و همان خواهد ماند امّا امير سليمان شاه و ارغونشاه و احمد چهره به ولايت ما درآمده خرابى كرده‌اند و چون سياهى سپاه ما ديده‌اند كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ « 30 » گريخته‌اند . اكنون ما تا كنار آب عزيمت داريم . مىبايد كه خليل سلطان نيز به كنار آب آيد . ماجراى گذشته [ گذاشته ] داشته مصرع عهد و ميثاق تازه گردانيم و اگر خود نيايد ، امراى معتبر فرستد تا با كسان ما سخن گفته به هرچه مقرر شود از آن نگذريم و چند روز موكب فيروز در ييلاق بوراقان و ايلار توقف نمود و از آن‌جا مزيد جاونى قربانى آمده و دولت خواجه چنگيز خان را همراه آورده عرضه

--> ( 30 ) . سورة المدثر 51 ، 50 .