كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
28
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
وقايع سنهء ثمان و ثمانمائه تتمهء حكايات كه در خراسانات واقع شد سابقا مذكور شد كه خواجه سلطان على سبزوارى ياغى گشته و امير سيد خواجه لشكر كشيده او را شكست . در افتتاح اين سال ، خبر آمد كه ميرزا ميرانشاه متوجه خراسان است . حضرت خاقان سعيد فرمود كه امير حسن صوفى ترخان و امير جهان ملك و امير فيروز شاه با پنج هزار سوار نامدار به استقبال روند . مقرر آنكه اگر آنجناب به داعيهء ملكگيرى و ياغيگرى آمده باشد به دفع او قيام نمايند و اگر به راه برادرى و ايلى برحسب اقتضاى وقت ميل اين طرف نموده آنچه وظيفهء خدمت باشد بهجاى آرند و مكتوبى مصحوب ايشان ساخت مبنى بر قواعد نام و ننگ مبنى از قواعد صلح و جنگ . مضمون آنكه : « حضرت صاحبقران هريك از فرزندان را مملكتى داده وظيفه آنكه به حفظ آن ممالك به نوعى قيام نمايند كه قصورى به آن راه نيابد و نقصانى به اروق همايون عايد نشود . چه به سبب حركت نادانستهء فرزند عمر ، بصر اللّه بعيوب نفسه ، ممالك آذربايجان كه تختگاه پادشاه ايران است از دست رفت . فاما ولايت ارّان و موغان و ارامنه و گرجستان در تصرف بندگان آن حضرت است . اگر به ضبط آن ولايات التفات نمايند انسب خواهد بود . به حمد اللّه جناب شهريارى اعقل روزگار است . در اين باب تأملى كامل و تعقلى شامل فرموده به وسوسهء فتنهپيشگان شرانديش كه صلاح خويش در فساد جهانى بينند رخصت شروع در معامله نينديشند كه موجب خرابى خاندان و سبب استيصال دودمان گردد . بيت بر شيشهء خويشتن مزن سنگ * با لشكر خويشتن مكن جنگ و اين مبالغت در باب صلح به سبب عجز نيست . بل مقصود تام قيام ناموس