كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
24
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
صور نقود گردانيد و تنگجات مسكوك شاهرخى آورد . حضرت خاقان سعيد ايلچيان را انعام و اكرام فرموده بازگردانيد . و چون فرستاده به شيراز رفت و شرح اكرام و اعزاز بازگفت ميرزا پيرمحمد به ضبط مهمات ملكى قيام نموده محمد سربدار و امير تيمور ملك را به دار العبادهء يزد فرستاد و به جهت داروغگى يزد ، عبد الرحمن ايلچى كدائى و داروغهء ابرقوه ، سلطان محمود ، خلعتها فرستاده به دار الملك شيراز طلبيد و ايشان سمعا و طاعة گفته كليد دروازها و اختيار خزاين و دفاتر به فرستادگان دادند و پيشكشهاى سنگينى يراق كرده عازم شيراز شدند و اميرزاده پيرمحمد دربارهء ايشان عنايت بسيار كرده داخل امراى بزرگ ساخت و حكم فرمود كه مجموع كهنه سپاهيان فارس و عراق كه در خرقه و به هرحرفه در ولايات متفرق بودند جمع كرده داخل دفتر و مرسوم سازند و مال و متوجهات آن سال را در وجه علوفه به لشكر قديم و جديد مبذول داشت و منصب وزارت را به خواجهء نيكوسيرت ركن الدين محمد تفويض فرمود . مشار اليه وظيفهء كفايت و رعايت رعيت بهجاى آورده قانون مال مملكت را به دستور قديم جمع بست و امنا به ولايات فرستاد و ميرزا پيرمحمد چند نوبت ايلچى به جانب كرمان روان داشت و به ايلى دعوت كرده ، امير ايدكو آن سخنان ناشنيده انگاشت . مصرع آمد شد ايلچيان به جايى نرسيد و ميرزا رستم از جانب اصفهان آمده ميرزا پيرمحمد او را نيك ديد و دو سه روز نگاه داشته تربيت و عنايت فرمود و اجازت مراجعت داد و فى الواقع ميرزا پيرمحمد را لطفى شامل و كرمى كامل و رعايت صلهء رحم و محافظت حقوق مسلمانان و عزّت مهمانان در نصاب كمال بود و حكمى نافذ كه هيچ آفريده بىحكم او يك من كاه نتوانستى ستدن و اخراجات صادر و وارد در ولايات از مال بود . و در آن ولا ، ميرزا اسكندر از همدان ايلچى فرستاد و پيغام داد كه ميرزا عمر امير جهانشاه جاكو را فجأة هلاك كرد و پدر بزرگوار خود ميرزا ميرانشاه را از مملكت