كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
1026
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
به لآلى ثوابت و سيّارات آرايش يافت و نمودار آن چندين هزار قناديل و مشاعل در روى زمين تافت و درگاه فلك اشتباه صاحبقران گردون مواكب ، مناسب إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ « 1 » آمد ؛ شاهزادگان ، در ايمن اوقات و احسن ساعات ، هريك به برج وصال و اتّصال انتقال نموده چون مشترى و زهره قران سعدين فرمودند و شرح آنكه دگر چسان بودند . مصرع تو فهم كن كه مرا نيست طاقت گفتار مصرع راز درون پرده قلم چون زند رقم و روز ديگر ، حضرت صاحبقران به منازل شاهزادگان تشريف آورده چون آباى علوى نظر تربيت و عاطفت بر مواليد سفلى انداخت و چون مهر و ماه ، انوار سعادت آثار بر مفارق معارف نثار كرد و آغايان « 2 » و امرا نقد اخلاص را به شرف موافقت سكّه بر زر زده به رسم ساچق نقود بسيار پاشيدند . نظم فروريخت خورشيد بسيار زر « 3 » * برافشاند گردون به دامن گهر و صداى كوس و نقاره غلغله در گنبد گردون انداخت و آواز طبل و نفير به اوج كرهء اثير برآمد . نظم چنان شد جهان پرصدا صبح و شام * كه رفت از سمرقند غلغل به شام و در اثناى آن جشن همايون ، كه خلايق ربع مسكون به فال سعد و طالع ميمون در عيش و نشاط و عشرت و انبساط بودند ، و هر صورت كه از فرح و لذّت در
--> ( 1 ) . سورة الصّافات 6 . ( 2 ) . ك : آقايان . ( 3 ) . ظف : « چو گيتى مزيّن شد از فرّ خور . » ( ج 2 ص 442 ) .