كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
1027
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
آينهء خيال جمال مىنمود احضار و ادراك آن مىفرمودند ، حضرت صاحبقران فرمود كه ايلچيان خطاى والاتاى و كلمه چيان مصر و اقصاى مغرب و حدود روم و ديار فرنگ و ناحيهء هند و قاصدان جته و دشت قبچاق را حاضر ساخته عرض خدمتگارى خواقين و سلاطين چهار حدّ هفت اقليم ربع مسكون مشروح بازنمودند و امراى بزرگ تفصيل مال و خراج و تبرّكات و تنسوقات كه از هر كشور آورده بودند به عرض رسانيدند . از جمله زرافه كه از بدايع مخلوقات است و نه شترمرغ و نقود و جواهر و اقمشهء فاخر و ساير نوادر كه صاحب تخت مصر ، الملك النّاصر فرج بن الملك الظاهر برقوق ، در صحبت منگلى بوقاى حاجب « 1 » كه از امراى ملك برقوق بود فرستاده بود معروض گشت و فرستادگان ممالك جهان به زانو درآمده مترصّد يرليغ و فرمان گرديدند . آن حضرت فرمود كه تا غايت در مراسم جهانگيرى سعيهاى بليغ به ظهور آورديم و چون عنايت ايزد بىچون عنان اختيار ممالك ربع مسكون را در قبضهء اقتدار ما نهاد و زمام مهّام آن را به كف ارادت ما داد ، بعد ازين نيّت خسروانه بر اعلاى اعلام جهاندارى معروف است و عزيمت پادشاهانه بر امضاى احكام معدلت شعارى معطوف چنانچه دور و نزديك را به مقتضى احسان يكسان دانسته ، قوى و ضعيف و وضيع و شريف در سايهء آفتاب مرحمت برابر باشند و مجموع ايلچيان و مهمانان و سرداران را به سيورغالات و تشريفات معزّز و مكرّم ساخته اجازت مراجعت فرمود و مدّت چهل روز ايام عيش و نشاط امتداد و انبساط يافت و بعد از آن انوار التفات بر مصالح دين و دولت تافت و ملاهى و مناهى را بكلّى برانداخت « 2 » و
--> ( 1 ) . حاشيهء نسخهء ك ، ف : « اين منگلى بوقا به مزيد فصاحت و دانش و تحلّى به صفوف فضايل از حفظ كلام اللّه و وقوف بر بسى لطايف از فنون علم و ميل به مشرب تحقيق و غير آن امتياز داشت و منشى درين شهادت از جرح هل صاحبت معه ايمن است . ظفرنامه . » ( ر ك ج 2 ص 425 ) . ( 2 ) . ظف : « عقيب فراغ از طوى و جشن سور ، يرليغ لازم الأتباع صدور يافت كه در اقامت لوازم امر معروف و نهى منكر سعى بليغ به جاى آورند و بعد از آن هيچ آفريده به ارتكاب شرب خمر و ديگر مناهى اصلا جسارت ننمايد . » ج 2 ص 443 به اختصار .