كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

1021

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

نظم سپهرى به صنعت برافراخته * جهان در جهان سايه انداخته و فرشهاى ابريشمين از قاليهاى « 1 » فرنگى و رومى در غايت لطف و تزيين انداخته و تختهاى زر و نقره به خوشهاى لعل و ياقوت و الماس و زمرّد و مرواريد مرصّع ساخته آراسته بودند و آغايان و شاهزادگان سراپرده و بارگاه و خيمه و خرگاه مصرع به امر شهنشاه عالم‌پناه از سقرلاط برافراشته و با چرخ اطلس برابر داشته بودند و از قفاى ايشان امرا و سرداران و مهمانان و ايلچيان و ارباب موجه و جرگه ، در عقب ايشان ساير لشكر ، به ترتيب و يوسون مقرّر جوق جوق فرود آمدند . صناع و محترفهء هر اقليم تعبيه‌هاى گوناگون بسته و چهار طاقها به ديباى روم و زربفت چين آراسته مرصّعات و نفايس اقمشه و غرايب اسلحه آويختند و لعبها و شعبده‌هاى عجيب انگيخته بودند . نظم ز ايران بلاد و ز توران زمين * ز هر بقعه كان بود مردم‌نشين خلايق ز هر سو فراز آمدند * همه خوشدل و عيش‌ساز آمدند و كندلان بزرگ سپهر پيكر گردون‌منظر و شادروان كيهان محل كيوان مقرّ به فروش و اوانى خسروانى ترتيب و تزيين يافت و سرير سلطنت حضرت صاحب‌قرانى بر صدر بار گشادند و محلّ و مجلس هريك از آغايان و گلين اغول « 2 » و شهزادگان و سلاطين و جوجينان عظيم مناسب مراتب قرار دادند و اميرزاده خليل سلطان از جانب تركستان رسيده شرف دست‌بوس و دولت آغوش يافت و عظماى امرا مثل امير يادگار برلاس و بردى بيك و خداداد حسينى و داد ملك

--> ( 1 ) . ك : غاليها . ( 2 ) . يعنى زنان تيمور و عروسهاى خاندان سلطنتى وى .