كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
1009
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
كنار درياى قلزم « 1 » به تاتار رسيدند و با آنكه بهادران نامدار پانصد سوار بودند و تاتار غلبهء بسيار ، سپاه نصرت شعار بريشان زدند و آن جمع را پريشان ساخته ده هزار « 2 » خانهوار به دست آوردند و هزار كس به قتل رسانيده و بيان قوچين به اردوى همايون آمده صورت حال معروض گردانيد . صاحبقران كامكار چون خاطر اصابت شعار از دغدغهء قراتاتار جمع فرموده مجددا به صوب استيصال اسكندر شيخى عزيمت نمود و اميرزاده شاهرخ را كه ملازم ركاب ظفر انتساب بود و اندك عارضهاى طارى شده به جانب هرات فرستاد با جمعى از خواص و فرمان داد كه لشكريانش در اردوى همايون باشند و موكب منصور عازم چلاو شد و بر شواهق جبال . بيت كه كس نديده فرازش مگر به چشم ضمير * كسى نرفته نشيبش مگر به پاى خيال به چند روز معدود بر بالاى كوه چلاو فرود آمدند . اسكندر از غايت شقاوت روى به جهنم دره نهاد . نظم هركه نباشد به خداوند راست * همچو سكندر به جهنم دره است حضرت صاحبقران روز جمعهء بيستم ذى قعده به چلاو رسيد و اسكندر و اتباعش گريخته بودند . لشكر منصور روز ديگر از آن محل كوچ كرد و در آن راه درهاى است عميق و درخت بسيار و پيوسته ميغ و بارندگى و در تك آن آب بزرگ به غايت تيز كه به اسب و شناه از آن عبور نمىتوان كرد و ازين صعوبت به جهنّم دره مشهور است و پلى كه بر بالاى آن بسته بودند ، اسكندر از آن گذشته بود و خراب
--> ( 1 ) . منظور درياى خزر است . ( 2 ) . ظف : دو هزار خانوار ( ج 2 ص 410 ) .