كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

983

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

نظم نيك خواهان دهند پند و ليك * نيك‌بختان بوند پندپذير و كستندر و ايوانى را به كمر و كلاه سرافراز ساخته عنايات پادشاهانه فرمود « 1 » و از عبور لشكر منصور قريب هفتصد دير و مزرعه و قصبه غارت يافته مخالفان را بر تيغ قهر گذرانيدند و كليساها و معابد ايشان را كه از سنگ ساخته بودند چون قواعد عقايد ايشان باطل و منهدم گردانيد و جمعى بىدينان پناه به كوهها و دره‌ها و مغارها برده بودند . مجاهدان سپاه ظفرنشان در صندوقها نشسته و زنجيرها و ريسمانها كه صندوقها را به آن بسته بودند دلاوران گرفته در برابر مغارها فرومىگذاشتند و بهادران به نيزه و شمشير چون شير دلير جنگ مىكردند و مخالفان را مقهور گردانيده بر تيغ جهاد مىگذرانيدند و بساتين و اشجار و باغات را سوخته و كنده و آتش زده هرچه امكان خرابى بود به تقديم رسانيدند و دوازدهم ربيع الأول امراى ظفر شعار كه به جانب ابخاز به ايلغار رفته بودند مظفّر و كامكار بازگشته به موكب همايون پيوستند و صاحب‌قران جهاندار به عزم شكار سوار شده در فصل خزان از خون جانوران صحرا و مرغزار به‌سان لاله‌زار در موسم بهار شد و بار ديگر رايات ظفر قرين عازم جانب گرگين گشت . نظم چو لشكر از آن گمرهان كين كشيد * دگر ره سپه سوى گرگين كشيد درآمد به زين خسرو دين شعار * كزان قوم بىدين برآرد دمار ذكر بازگشتن موكب ظفرنشان حضرت صاحب‌قران از مملكت گرجستان موكب ظفرنشان صاحب‌قران جهان ستان ، چون بار ديگر عزم جانب ابخاز و

--> ( 1 ) . داستان آمدن كستندر ( كستندل نسخهء ف ) در ظفرنامه نيامده است .