كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

984

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

نهايات گرجستان فرمود و با لشكر قيامت اثر عزيمت آن طرف نمود ، امراى گرج كه در اردوى همايون بودند و جمعى اسيران كه هيبت و صلابت لشكر منصور معاينه ديدند گرگين را خبر دادند كه گرگين آن حضرت در حركت آيد هزار گرگين را گرگان بطش او به چنگال قهر نابود گردانند و اگر دو منزل ديگر مقدمهء اين لشكر ، كه فلنأتينهم بجنود لا قبل لهم بها « 1 » صفت ايشان است ، به نواحى ابخاز رسند از بوم و دمن ارمنستان و ارمن اثر نماند . « 2 » گرگين چون اين سخن از هم‌كيشان خود شنود ، او را معقول و مقبول نمود و در مقام بيچارگى و انقياد آمده ايلچيان فرستاد و به زبان خضوع و خشوع امرا را شفيع ساخته پيغام داد كه لطف نموده از مكارم اخلاق آن حضرت طلب عفو و مرحمت فرمايند . مقرّر آن‌كه تحف و هداياى مناسب حضرت گذراند و اقامت نواميس شرعيه كرده جزيه و خراج از سر ذلّ و هوان به ديوان همايون رساند و در يورشها لشكر هرچه زودتر مقرّر شود برنشاند و ايلچيان به اردوى همايون آمده سخن ملك گرگين به امرا رسانيدند . امرا بر عجز و بيچارگى ايشان ترحّم نموده فرستادگان را در محل نيك گذرانيدند و دست مساعدت و معاضدت در كفايت مهم گرگين به هم داده هنگام فرصت و مقام رخصت سخن او درانداخته و زانو زده عرضه داشتند كه چون نظر آن حضرت بر اعلاى معالم دين و احياى مراسم شرع مبين است و الحمد للّه كه ناموس شرع قايم شده گرگين به قبول جزيه منّت مىپذيرد و اگر راى اعلى صواب بيند از مصلحت ملك و ملّت دور نخواهد بود و نيز اين طايفه با عظماى سلاطين گذشته چنان معاش مىكرده‌اند كه هر سال به ارسال اندك هديه و اسبى چند و گاهى معدودى جهت اتفاق به يورش مىفرستاده‌اند و به مجرّد اين دليرانه از تفليس گذشته به ممالك اسلام در مىآمدند و سالها برين طريق سلوك مىكردند . اكنون به فرّ دولت « 3 » قاهره راضى شده‌اند كه در

--> ( 1 ) . ك ، س : ناچيز . ( 2 ) . سورة النمل 37 . ( 3 ) . ف : دولت .