كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

930

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

كول حصار و آستانوس و كتير فرستاد و از سورى حصار دو شب در ميان آفتاب‌وار سايهء همايون بر ديار كوتاهيه انداخت . شهرى خوش و هواى دلكش . مصرع در دست باد عنبر ساراى بىقياس فضايى پر از سوسن و نسرين و صحرايى پرگل و ياسمين . صبا از زلف پر بند و تاب بنفشه مشك ناب مىگشاد و شمال از جعد شكن بر شكن نسترن عنبرتر مىداد . رياحين به دست نسيم باد تحفه به مشام جان مىفرستاد . حضرت صاحب‌قران يك ماه در آن مقام توقف فرمود و اهالى آن‌جا خلعت امان يافته مال امانى به وصول رسانيدند و مبلغى خطير از اموال تيمور تاش در كوتاهيه ضميمهء مال امانى شد و آن حضرت امير شاهملك و عبد الكريم حاجى سيف الدين و ديگر امراى ظفر قرين را به طرف كراده و خواجه ايلى و من تشا نامزد كرد و چون تمام ممالك روم جولان جاى لشكر جهانگشاى گشته قيصر و فرزندان او بىبند و گزند هم در آن ملك در ميان جوجينان در امان بودند و كمال استقلال به غايت تمكن و اجلال بىقيل و قال همين تواند بود كه آن جناب را از محض عنايت حضرت ايزد متعال روى نمود . حضرت صاحب‌قران ميل عيش و عشرت و نشاط انبساط فرمود و با شاهزادگان گردون احترام و آغايان زهره احتشام ، در صباح و رواح به جهت استرواح روح ، به شرب راح مىگذرانيد و چنگيان خوش‌آواز و بربط نوازان پرده‌ساز و مغنيان خوش الحان صداى زير و بم به اوج آسمان مىرسانيدند . نظم بيا تا به شادى دمى مى خوريم * چو فرصت نماند دگر كى خوريم به آيين كيخسرو و كيقباد * ستانيم از چرخ گردنده داد و سپاه ظفرپناه كه به اطراف تاخت برده بودند غنايم بسيار فتوح روزگار ايشان شده كان يسار و بحر استظهار شدند . آن حضرت اموال تيمور تاش را بر امرا