كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

920

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

به نقش جسم مار و چشم ملخ درع داودى سلب ساخته از فرق تا قدم غرق آهن و چون بحر جوشن درو تيغ زن و طريق ايشان در پوشيدن سلاح آن است كه از سر تا پا به فولاد و آهن مىپوشند كه غير از چشم عضوى ديگر ظاهر نمىباشد و بندهاى آن را بر پشت پا بسته قفل مىزنند و تا آن قفل بازنمىكنند جيبا و خود ازيشان جدا نمىشود و ايلدرم بايزيد از تمامى ممالك روم و جيناغان آن بوم و سپاه فرنگ لشكر عظيم گرد آورده بود . نظم پراكنده‌اى چند را گرد كرد * كه از آب دريا برآرند گرد در ميمنه پسرلاس « 1 » فرنگى را با سپاه فرنگ بازداشت در ميسره ، فرزند خود را سليمان « 2 » چلبى « 3 » را با لشكر روم تعيين كرد و خود قول اختيار كرده سه پسر ديگر موسى و عيسى و مصطفى « 4 » را در عقب قول جاى داد و محمد چلبى كه ارشد اولاد او بود و به كرشجى مشهور شده و امرا ، مال قوچ پاشا و على پاشا و عيد بيك و تيمورتاش و ( خواجه ) فيروز و عيسى بيك و حسن پاشا و خليل مراد ( پاشا ) و يعقوب و يوسف و تنگرى برمش و بلبان و داود و تاتى و شاهين و ماهج و احمدى و پسر طاهر و محمدى و مقبل و پاشا جوق با لشكر فراوان [ و سپاه بىپايان ] « 5 » در جاى خود قرار گرفتند و از جانبين گورگه و كوس فروكوفته سورن انداختند و دو لشكر جرّار بل دو درياى مردم‌خوار .

--> ( 1 ) . ظف : « پسر لاس افرنجى كه برادر زنش بود با بيست هزار سوار از لشكر افرنج تعيين نمود . » ( ص 306 ج 2 ) . ( 2 ) . س : ا مسلمان - ك ، ظف : مسلمان . ( 3 ) . اين كلمه در ظفرنامه به غلط : حلبى چاپ شده ( ايضا ) . ( 4 ) . ف همه جا : مصطفا . ( 5 ) . ك ندارد .