كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

921

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

نظم دو خسرو دو رستم دو فيروز جنگ * دو لشكر دو دريا ز فولاد و سنگ روى در يكديگر نهاده و چنگال قهر به خون يكديگر آب داده مستّعد جنگ و جدال و منتظر حرب و قتال ايستادند . مصرع تا ز آينهء بخت كه بيند رخ مقصود ذكر محاربهء حضرت صاحب‌قران با قيصر روم و ظفر يافتن به عون ملك قيّوم در آن زمان كه آن دو سپاه گران به سان دو كوه فولاد در برابر يكديگر بايستاد و چون دو درياى اخضر از باد صرصر در تموّج آمد و فضاى معركه از جوشن‌ور و زره‌دار آهنين شد و هواى رزمگاه از برق تيغ و صاعقه خنجر آتشين گشت ، حضرت صاحب‌قران پاك اعتقاد پياده شد و روى نياز بر خاك معركه نهاد و از درگاه پادشاه ظفربخش به تضرّع و استكانت فتح و نصرت مسألت نمود و چون صورت نويد در مرآت اميد معاينه ديد توكّل كل بر آفريدگار جزو و كل كرده پاى دولت در ركاب سعادت آورده سوار شد و به دست تأييد عنان مراد گرفته فرمان داد كه دلاوران نامدار و بهادران ظفرشعار عزم رزم كنند و از طرف قيصر نيز مصرع نبردآزمايان به جوش آمدند و پردلان چون شير و پلنگ آهنگ جنگ كردند . مصرع به شير افكنى در خروش آمدند و از خروش گورگا و نفير و برغو و كوس حربى و ناى رويين نفخهء صور در عالم افتاد و از چكاچاك تيغ و تعاقب ضربهاى بىدريغ نمودار روز محشر پديد آمد . نظم چو لشكر به لشكر درآورد روى * دو درياى آتش نمود از دو سوى