كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
919
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
بهادر و باقى امرا چون امير شيخ ابراهيم شروانى و امير قرا عثمان تركمان و حاجى عبد اللّه عباس و شمس الدين عباس و الياس خواجه و عمر تابان و توكل برلاس و پير على سلدوز در مواضعى كه لايق ايشان بود تعيين يافتند و حضرت صاحبقران چهل قشون مرد جنگ ديدهء كارآزموده در ظلّ رايت ظفر آيت بازداشت كه هرجا مدد بايد فرستاد مرد جلد آماده باشد و چند زنجير فيل دمان كه از غنايم هندوستان بر درگاه شاه جهانستان بود كه هريك به سر خرطوم دمار از ببر بيان و شير ژيان برآوردندى و دندان كينه به سينهء دشمن رساندندى همه با سلاحها و جيباها آراسته تيراندازان و آتشبازان « 1 » بر بالاى آن دست به تير ناوك و كمان رعد گشوده و در آثار جلادت كمال شجاعت نموده كه از بيم و هراس ايشان دل در سينهء دشمنان مىطپيد و جان خصمان به لب مىرسيد در پيش لشكر بازداشتند . نظم فيل چو كوهى كه بود بىستون * چارستون زير كهى بيستون زان سپر انگيز پى سهمناك * در ته پايش سپرى گشت خاك « 2 » روى چو در حمله نهد گاه كين * ز آدميان حامله گردد زمين لشكر ظفر قرين بدين ترتيب و آيين تزيين يافته رايات نصرت شعار در مراتب خود قرار گرفتند و شاهزادگان و امرا صفها برآراستند . و از آنجانب ، قيصر روم سپاه خود را آرايش داد همه چون بازخود رومى به جاى كلاه نهاده و به سان هدهد مغفر چينى افسر ساخته و بر مثال كبوتر در ميان زره تنگ حلقه نهان شده و به شكل پشيزهاى ماهى ، جوشن خطايى بر تن راست كرده و
--> ( 1 ) . ظف : نفطاندازان آتشباز . ( 2 ) . حاشيهء نسخهء ف : « اين فقرات را بعينه از كتاب تاج المآثر كه تاريخ احوال سلاطين غور است نوشته بىزياده و كم . »