كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
916
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
گشاد و با حضرت كارساز بندهنواز عرض نياز آغاز نهاد . مصرع چه شكر گويمت اى كارساز بندهنواز الهى هرچه مرا در عمر از نصرت و پيروزى روزى شده و از فتح و ظفر روى نموده عنايت و مرحمت تو بوده و اگرنه از من چه آيد و از جان و تن عاجزى كه باز بستهء ارادت تست چه گشايد . لطف و كرم دايمى چشم مىدارم و به عنايت و مرحمت معهود اميدوارم . « 1 » . نظم اى همه هستى ز تو پيدا شده * خاك ضعيف از تو توانا شده ذكر تعبيهء لشكرهاى آن دو پادشاه و از هرطرف آراستن سپاه چون قيصر روم ، با لشكرى كه وهم محاسبان از احصاى آن عاجز آيد و فكر دبيران از بيان مجمل و مفصّل آن قاصر باشد ، نزديك رسيد سپاه منصور را از هجوم لشكر روم عقل دوربين در وادى انديشهها سرگردان بود و خاطر را دغدغهها روى نمود و در آن شب ، كه عرصهء عالم جولانگاه سپاه زنگ آمده جيش حبش از پشت كرهء خاك روى سوى افلاك نهاد . نظم درفش بنفش سپاه حبش را * روان در ركاب از كواكب مراكب
--> ( 1 ) . حاشيهء نسخهء ف : « اين عبارات را از كتاب تاج المآثر كه حسن نظامى در احوال ملوك غور به اسم آيبك كه از مماليك آن ملوك بود نوشته . » مسلما منظور حسن نظامى نيشابورى است كه در جوانى از خراسان به غزنين و هند رفته و به خدمت قطب الدين ايبك مؤسس سلسلهء پادشاهان معزّى يا غلامشاهان يا سلاطين مملوك هند درآمده و در سال 602 هجرى به نگارش كتابى در تاريخ غوريان و وقايع سلطنت آيبك ( از سال 587 تا 614 هجرى ) پرداخته است . تاج المآثر يكى از كتب مشكل و پيچيده و پر از كلمات مغلق عربى است .