كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
903
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ « 1 » مشاهده شد شاهزادگان به ميان جرگه درآمدند و عنايت حضرت ، امير طهرتن و ايلچيان روم را رخصت فرمود كه با شاهزادگان موافقت نمايند و به نوك پيكان آتشفشان صيد فراوان انداختند و بسى شكارى را از حليهء حيات عارى ساختند و چون دايرهء شكار به هم رسيد و پنج شش صف لشكر در قفاى يكديگر بايستادند و شاهزادگان و امرا به جاى خود بازگشتند به يكبار نقارهها فرو كوفتند و از هيبت اين صدمت شكارى « 2 » چنان بر بالاى هم افتادند كه تلها و پشتهها ازيشان پيدا شد و عامه و سپاه رخصت يافته به صيد و قيد مشغول گشتند و بسيارى به دست گرفتند و چون خاطر همايون از تردّد شكار برآسود ، به ترتيب جشن پادشاهانه اشارت فرمود و ايلچيان روم را حاضر ساخته خلعتهاى فاخر پوشانيد و به انعامات وافر نواخته به كلاه و كمر سرافراز گردانيد و اجازت مراجعت ارزانى داشت و فرمود كه پنهان نمىدارم . زمستان اينجا قشلاق مىكنم و اوّل بهار ، به تأييد كردگار ، تا حدود روم آمده منتظر جواب والى شما مىباشم . اگر جواب صواب است فهو المراد و الّا . نظم ببينيم تا خود به هنگام جنگ * كه باشد چو موم و كه باشد چو سنگ و بايزيد چمپايى « 3 » ايلچيكده « 4 » را به رسم رسالت با مكتوبى همراه ايلچيان فرستاد . مضمون مكتوب آنكه اگر سخنان ايلچيان راست است بايد كه آنچه در باب قرا يوسف گفتهايم كاربند شوند و يكى از خواص خود را فرستند تا درين جانب عهد و پيمان كرده ابواب رسل و رسايل از جانبين مفتوح گردد و مسلمانان در ميان
--> ( 1 ) . سورة التكوير 5 . ( 2 ) . ظف : « تمام شكاريان از وهم نوعى بر بالاى هم افتادند . » ( ج 2 ص 281 ) . ( 3 ) . نسخ : حميا - تصحيح بر اساس ظفرنامه . ( 4 ) . ك ، س : ايلچيكدهاى .