كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

904

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

زحمت نيابند و السلام . ذكر توجه حضرت صاحب‌قران به جانب روم و موجبات آن اول بهار كه موسم يورش سپاه نامدار بود ، حضرت صاحب‌قران كامكار شاهزادگان و اركان دولت را طلب فرمود و در باب عزم جانب روم مشورت نمود و فرمود كه خاطر من بر آن نيست كه لشكر به جانب روم كشم به سبب آن‌كه ايشان با فرنگ غزا مىكنند . امّا ايلدرم بايزيد چند حركت كرده كه دفع آن بر ناموس سلطنت واجب است : اول آن‌كه گريختگان ما را به مملكت خود راه مىدهد . ديگر آن‌كه طهرتن كه ما او را تربيت كرده‌ايم و يك جهت ماست در وقت فتح شامات لشكر به ولايت او آورده با او حرب كرده و ديگر درين مدت كه پيغامها فرستاده حدّ خود نگاه نداشته . امرا درين مجلس دانستند كه آن حضرت عزم بلاد روم دارد . امّا هيچ نگفتند . چون بيرون آمدند با هم گفتند كه روم مملكتى عريض « 1 » است با لشكرى مستعد و ما سه سال شد كه يورش مىكنيم . اكنون صلاح آن است كه هركرا هرچه به خاطر رسد به عرض رسانيم . عاقبت بر آن اتّفاق كردند كه شمس الدين المالغى ، كه به واسطهء زيركى و زبان‌آورى در پايهء سرير اعلى راه سخن گفتن داشت ، هنگام مجال به مسامع جلال رساند كه امرا برآنند كه در عزيمت روم تأمّلى مىبايد فرمود و نيز اهل نجوم مىگويند كه آسيب لشكر جغتاى از روم خواهد بود . شمس الدين مصلحت ديد امرا به عرض رسانيد و رواج آن سخن را به كام اهل احكام مؤكّد گردانيد . آن حضرت سبب سخن اهل نجوم پرسيده شمس الدين از جواب عاجز شد . فى الحال امير جلال اسلام زانو زده عرضه داشت كه اين يورش بر خلاف راى امرا و منجمان اختيار كنيم . اميد به تأييد الهى و قوّت دولت پادشاهى

--> ( 1 ) . ك : عظيم عريض .