كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
898
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
و حضرت صاحبقران ، بعد از مجالس عيش ، نشاط شكار فرمود و بهادران تسلّط شعار در آن صحارى شكارى بسيار و آهوى بىشمار انداختند و تمام آن عرصه را از وحوش و طيور خالى ساختند و در اثناى شكار ، نظر صاحبقران كامكار بر نهر خرابى افتاد كه از آثار سلاطين نامدار مانده بود و دست روزگار و حوادث ليل و نهار اطراف آن را درهم ريخته و چون از درياى كبريا جدول اعظم در زمين قابليت و استعداد سلاطين جم نشان جريان مىيابد و از آن طايفهء بزرگوار در هر بلاد و ديار غرايب آثار و عجايب اطوار بر روى روزگار يادگار مىماند ، بنابرآن ، حضرت صاحبقران كه در علوّ همت بحر بىكران بود فرمود كه فوايد ملوك جم اقتدار و منافع پادشاهان عدالت شعار اشاعت خيرات و افاضت مبرّات است و چنانچه آثار سلاطين گذشته مشاهده مىكنيم بايد كه [ ما نيز يادگارى بر صحيفهء روزگار گذاريم ] « 1 » و به اقتضاى همت پادشاهانه و به امضاى نيّت خسروانه از آب ارس عبور نموده به حفر نهر فرمان فرمود و تواچيان زمين بر امرا و لشكريان قسمت كردند و به مدت يك ماه جويى كندند كه [ پادشاهان به مدّتها از عهدهء آن بيرون نيايند . ] « 2 » دهانهء جوى از آب ارس موضعى است به كوشك جنكشى معروف در ده فرسخ طول و پايانش محلى كه آن را سرخه « 3 » نيل گويند . پهناش چنانچه مجال جريان كشتى باشد و آن جوى را نهر برلاس نام شد تا به وساطت آن خير جارى ، نام آن دودمان بزرگوار باقى ماند و اكنون بر مثال درياچهاى است ولايت ارّان به آن معمور و بر آن آب آسياها و قرى و باغات و عمارات معتبر ساختهاند و با وجود اهتمام و تدبير خاطر همايون به انتظام و تسخير ممالك ربع مسكون ، التفات به معظمات خيرات جاريه مىفرمود كه حفر نهر مذكور نسبت با آن جويى خرد با بحر عمان تواند بود . « 4 »
--> ( 1 ) . س ، ك : [ از ما نيز يادگارى بر صحيفهء روزگار ماند . ] ( 2 ) . ظف : [ جريان كشتى در آن امكان داشت . ] ج 2 ص 283 ( 3 ) . ظف : سرخه پيل . ( 4 ) . ظف ( به اختصار ) : « چندان آثار گوناگون در هر ديار از التفات معمار همت آن حضرت صدور يافته كه حفر نهر مذكور . . . »