كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

885

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

امارت فرود آورده در قلعهء قهندز « 1 » بازداشت و صورت واقعه بر حسب دلخواه عرضه داشت اردوى اعلى كرد . آرى نظم چون قلم در دست غدارى بود * لاجرم منصور بر دارى بود امير صاحب‌قران آن خبر موحش شنيده [ امير اللّه داد و خواجه مظفر الدّين نطنزى را به امارت و ضبط مال فارس مقرّر داشته فرمود كه تحقيق خبر موحش كرده اگر آن سخنان بهتان باشد ايقاقان را سياست كنند و اميرزاده پير محمد را بر سرير فارس نشانده بازگردند و اگر واقع باشد هركس در آن دخلى داشته به ياساق رسانند و اميرزاده پير محمد و ايقاقان را به اردوى معظم فرستند و ايلچى پيش اميرزاده رستم فرستاد كه به معاملهء بغداد التّفات نكند و امرا كه به مدد او آمده‌اند بازگردانيده خود با امير حسن جاندار و حسن جغداول به شيراز رفته اختيار ملك و مال امير سعيد برلاس و امير حسن جاندار و حسن جغداول و خواجه مظفر الدين مسعود نطنزى را باشد . ] « 2 »

--> ( 1 ) . در نسخ نام اين قلعه بيشتر به صورت قهندز ( - كهن دژ ) ضبط شده ولى ظاهرا صحيح فهندز ( پهن دز ) است . درين مورد رجوع شود به تحقيق دقيق مرحوم محمد قزوينى در مجلهء يادگار سال دوم و ايضا به فارسنامهء ناصرى كه همه‌جا « پهن دز » ذكر كرده است . ( 2 ) . ظف [ « يرليغ عالم مطالع صادر شد كه امير اللّه داد به شيراز رود و مفسدان كه شاهزاده را بدآموزى كرده‌اند به ياساق رساند و اميرزاده رستم را به جاى او نصب كند و او را بند كرده بياورد . امير اللّه داد بر حسب فرمان روان شد و چون به شيراز رسيد از مفسدان بدآموز مولانا محمد خليفه و سيد جراح را همان‌جا به ياساق رسانيد و مستوى قوشجى را دست و پاى بريدند . . . و نشان صاحب‌قران گيتى ستان را به عراق عرب پيش اميرزاده رستم فرستاد . » ] ج 2 ص 168