كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

881

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بيست و هفتم ذى قعده نيم روز ، « 1 » سپاه ظفرپناه روى به جانب حصار نهاده نردبانها را بر ديوار استوار كردند و طناب انداخته حمله كردند و اميرزاده رستم و اميرزاده خليل سلطان و امير شيخ نور الدين « 2 » به حصار برآمده توق بر بالاى ديوار برافراختند و متعاقب اميرزادگان و امرا برآمدند و از آواز برغو و نفير زلزلهء قيامت در دار السلام بغداد انداختند . شعر ذات العماد خرم خير البلاد عالم * بيت الحرام ثانى دار السلام اصغر كه صفت آن شهر بود سمت وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها « 3 » يافت . شاهزادگان و امرا ديوار حصار رخنه كرده به خندق ريختند و از اطراف و جوانب به شهر درآمدند . بغداديان را صورت فزع اكبر و نمودار دشت محشر مشاهده افتاد و چون بالا آب و زير آب ، چنانچه سبق ذكر يافت ، مضبوط و محفوظ بود ، اهل بغداد به هرطرف كه روى آوردند راه خلاص و مناص مسدود بود . خود را در ميان بلا ديدند . فرياد اين المّفر « 4 » از نهاد خلق برآمد و نعرهء فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ « 5 » برآوردند و بسيار از بادپيمايان خاكسار از شرار تيغ آبدار خود را در آب انداختند و از بيم نهنگ جانستان سنان تن را طعمهء ماهيان دجله ساختند . فرج شقاوت فرجام ، با دختر خود ، به كشتى درآمده به جانب بالا آب گريزان شد و سپاه نصرت‌شعار كنار كنار آب رفته به نوك ناوك

--> ( 1 ) . حاشيهء نسخ ك ، س : « كه مردم شهر از شدّت حرارت آفتاب تاب ايستادن نداشتند و بيشتر به خانه‌ها رفته بارو را خالى گذاشته بودند و خودها بر سر چوبها كرده به جاى خود برافراشتند . ظفرنامه . » ( ج 2 ص 263 ) . ( 2 ) . ظف : « اول امير شيخ نور الدين به بالا برآمد . » ( 3 ) . سورة الأعراف 4 . ( 4 ) . اشاره است به آيهء 10 از سورة القيامة : يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ . ( 5 ) . قسمتى از آيه 11 سورة المؤمن : فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ .