كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

879

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و اطراف و جوانب شهر ، لشكر به غلبه و قهر فروگرفت و نقبچيان آهنين چنگ ، بىلبث و درنگ ، بازوى جلادت گشادند و به وظايف خدمت ايستادند و شاهزادگان و امرا ، اميرزاده اميرانشاه و اميرزاده رستم و اميرزاده خليل سلطان و امير سليمانشاه و امير شيخ نور الدين و برندق جهانشاه و رستم طغاى بوقا و على سلطان و ديگر امراى تومان نقبچيان را برگماشتند و بهادران كاردان به معاونت ايشان بازداشتند و در اين اثنا دو چوبهء تير بر مقتل جناب صاحب اعظم عماد الدين خواجه سمنانى و منگلى خواجه آمد و سبب واقعهء بىتدبير گشت . نظم هر تير كه از كمان تقدير آيد * كى دافع آن جنّهء « 1 » تدبير آيد حضرت صاحب‌قران لقمان تواچى را به طلب اميرزاده شاهرخ فرستاد كه با آغروق معاودت نمايد و فرستاده در منزل قلاغى به شاهزاده رسيده آغروق همايون بازگشت و يسال كرده جوشان و خروشان به بغداد رسيدند و به دو طرف دجله محيط شدند و شهرى بدان عظيمى را كه دور آن قريب به دو فرسخ بود چون نگين در حلقه گرفتند و آن شهر خود محكم بود و خواجه مسعود سبزوارى كه از قبل آن حضرت حاكم آن‌جا بود برج و باروى آن را استحكام تمام داده بود . آن حضرت فرمود كه در طرف پايان آب نزديك قرية العقاب جسرى بر روى دجله بستند و كمانداران جلد بازداشتند كه كسى به زير آب نتواند گريخت و ضبط بالا آب به عهدهء شاهزادگان عظام اميرانشاه گوركان و اميرزاده شاهرخ فرمود و ايشان در برابر دروازهء سوق السلطان فرود آمدند و اطراف شهر چنان مضبوط گشت كه هيچكس را راه خلاص و مجال گريز نماند . بغداديان را از مشاهدهء اين احوال دود حيرت از سر برآمده دار السلام از آن ظلمت دار الظّلام گشت . و درين اثنا احمد عليشاهى « 2 » را كه كوتوال قلعهء النجق بود و بعد از فتح او را

--> ( 1 ) . جنه به ضم جيم به معناى سپر است . ( 2 ) . ظف : اغلشايى ( ج 2 ص 256 و 261 ) .