كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
875
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
محافظت سرحد جته قيام نمايد « 1 » و او به موجب فرموده به ضبط آن حدود اهتمام نمود . ذكر ايلغار فرستادن حضرت صاحبقران به جانب بغداد و گرجستان حضرت صاحبقران ظفر قرين ، در حوالى ماردين ، حكم فرمود كه اميرزاده سلطان حسين و اميرزاده پير محمد « 2 » و اميرزاده ابا بكر و امير جهانشاه و امير تمور خواجهء آق بوقا و سيد خواجه با لشكر جرار از راه آمد به جانب النجق و ديار گرج روان شوند و چون النجق مدّت ده سال از لشكر منصور محصور بود ، در آن مدت امرا به نوبت محاصرهء آن مىنمودند و در هنگام نهضت اعلام ظفر اعلام ، به صوب سيواس و شام ، از سپاه اميرزاده اميرانشاه ، شيخ محمد داروغه و از لشكر اميرزاده شاهرخ امير فيروز شاه ، به محاصرهء آن مشغول بودند و اهالى آنجا از بدحالى نيك به تنگ آمده و از بىقوتى پوست و چرم كهنه سدّ رمق مىساختند و آن هم نمىيافتند . به ضرورت بيرون آمده قلعه را سپردند و كوتوال آنجا سيدى احمد عليشاهى « 3 » را بند كرده به اردوى همايون فرستادند و شاهزادگان و امرا در حوالى اونيك از فتح النجق آگاه گشته عازم گرجستان شدند و در آن ولايت دست به غارت و تاراج برآوردند . ملك گرگين از در عجز و مسكنت درآمده كس فرستاد كه من از كمترين بندگان عالم پناهم و هرگاه هماى رايت ظفر آيت سايه برين ولايت اندازد ، بنده خاك آن درگاه را توتياى ديدهء دولت سازد و به سعادت ملازمت مشرّف شود . شاهزادگان و
--> ( 1 ) . ابن عربشاه در كتاب خود آورده است كه امير اللّه داد را دشمنانش به ربودن بهترين و گرانبهاترين ذخاير دمشق متهم كردند و تهمت هم نبود و حقيقت بود . به همين جهت تيمور او را به اشبره دورترين نقطه امپراطورى خود در جوار مغولان فرستاد . ( زندگانى شگفتآور تيمور ترجمه عجايب المقدور ص 198 ) . ( 2 ) . ظف : پير محمد عمر شيخ ( ج 2 ص 256 ) . ( 3 ) . ظف : اغلشايى .