كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
870
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نگذاشتند . مال اندوخته و دشمن انداخته و ديار سوخته و كار به مراد ساخته ، فتح نامهها به تنگههاى دمشقى كه مجددا به فرّ القاب همايون زيب و زينت يافته بود به ممالك فرستادند . القصه دمشق خراب و ممالك به ذخاير آن معمور شد . لشكريان چندان نقود و اجناس از اطلس و اكسون و مربّعات قبرسى و كتان روسى و نفايس اسكندريه و مصر و مغرب و خيول عربى و بغال نامى و غلمان رومى و سرايى و بربرى گرفتند كه فذلك آن در عقد هيچ محاسب نيايد و چندان نقود و جواهر ثمين از قلعه و خانههاى نواب و اغنيا و متمولان بيرون آوردند كه زمين صورت أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها گرفت « 1 » و از تعجّب چندان ( مالها قال الانسان « 2 » مالها ) و الحمد للّه على آلائه العظام . ذكر مراجعت صاحبقران فلك احتشام از بلاد و ممالك شام حضرت صاحبقران عالمستان غرهء ماه شعبان « 3 » موافق اوايل ئيلان ئيل از قبيبات در غربى دمشق كه به جانب مصر واقع است عزيمت معاودت نمود و حكم فرمود كه اسيران دمشق و ساير ولايات را گذاشته كسى متعرّض ايشان نشود . و امير جلال اسلام به اتمام آن مهمّ قيام نموده اسيران را به درون دمشق رسانيد و به راه قاره « 4 » روان شده در غوطه نزول فرمود و حكم همايون نفاذ يافت كه دو فرمان جهان مطاع مرقوم سازند يكى به نام اميرزاده محمد سلطان كه در سرحد مغولستان بود و ضبط آن حدود مىنمود . مضمون آنكه آن حدود را به عهدهء امير خداداد حسينى و
--> ( 1 ) . سورة الزلزال 2 . ( 2 ) . ايضا 3 . ( 3 ) . حاشيهء نسخهء ك : « چهارم شعبان ظفرنامه . » ( ج 2 ص 249 ) . ( 4 ) . ف ، س : خاره - متن بر اساس نسخهء ك و ظفرنامه يزدى است . در ظفرنامه : « و به راه قاره و نيك روان شده در غوطه . . . » ( ج 2 ص 250 ) .