كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

871

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بردى بيك ساربوغا گذاشته متوجه درگاه عالم‌پناه شود كه تختگاه هولاگو خان نامزد استحقاق اوست و مضمون فرمان ديگر آن‌كه تومان آغا با فرزندان متوجه گردند و هردو نشان به مهر همايون موشّح گشته در صحبت دانه خواجه روان داشتند و رايات ظفر آيات از غوطهء دمشق كوچ كرده « 1 » بعد از سه منزل به شهر حمص آمد و رعاياى آن‌جا از جادهء انقياد انحراف ننموده بودند و از عبور لشكر منصور آسيبى به ايشان نرسيد و حضرت صاحب‌قران شاهزادگان و امراى عظام را به تاخت اطراف نامزد فرمود و از برانغار اميرزاده رستم و اميرزاده ابا بكر و امير سليمانشاه و امير شيخ نور الدين با ده هزار سوار به جانب شهر تدمر كه حضرت سليمان نبى ( ع ) بنا نهاده بود و عمارات از سنگ تراشيده برآورده روان شدند و به شهر تدمر رسيده دويست هزار گوسفند از احشام ذو القدر گرفته و ايشان گريخته خود را به باديهء مكه انداختند و لشكر منصور بازگشته و از چول عبور نموده به كنار فرات آمده به طرف بالا آب روان شدند و از جوانغار اميرزاده سلطان حسين و امير برندق با پنج هزار سوار به صوب انطاكيه رفتند و به آن‌جا رسيده آب عاصى « 2 » را در راه انداخته بودند و گل و لاى عظيم شده آنچه در آن حوالى يافتند غارت كرده عنان به صوب حلب تافتند و از قول اميرزاده خليل سلطان و رستم طغاى بوقا برلاس و تيمور خواجهء آق بوغا و على سلطان تواچى و دولت تيمور تواچى و توكل قرقرا با پانزده هزار سوار به تاخت تركمانان كوبك كه در كنار فرات بودند عزيمت نمودند و در حوالى قلعة الروم به تركمانان رسيدند و مخالفان پاى تهوّر فشرده دست جلادت گشادند و چون مقاومت با لشكر پيروز نه حدّ آن سرگشتگان بد روز بود ، شيخ حسن پسر كوبك كه كلانتر ايشان بود كشته شد و ديگر برادران با اتباع روى اضطرار به باديهء فرار آوردند و غنايم نامحصور به دست سپاه منصور افتاد ، از جمله هشتصد هزار گوسفند بود به غير اسب و شتر و ديگر

--> ( 1 ) . ظف : « از قاره و نيك گذشته . . . » ( 2 ) . منظور نهر العاصى است .