كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

869

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

صاحب‌قران فرمود كه در ديگر نقبها آتش زدند و يك طرف حصار به يك‌بار بيفتاد و يزدار كوتوال و كلانتران حصار از روى عجز و اضطرار بيرون آمده ذخاير [ و خزاين سپردند و يزدار بدكردار به ياساق رسيد كه : مصرع ايلى پس از جنگ نايد به كار و اموال و اسباب فراوان ] « 1 » و تنسوقات در تصرّف ديوان اعلى آمد و از محصولات اوقاف حرمين شريفين غلهء بسيار در انبار بود . آن حضرت اطلاع يافته فرمود كه مجموع را به قيمت وقت فروختند و مبلغى كرامند حاصل شده تسليم خدّام حرمين كردند و ايشان را نوازش فرموده به جانب قدس مقدّس روان ساخت و جنديان كه غلامانند بيشتر چركس و حبشى و هندى و زنگى بر شاهزادگان و امرا بخش كرده باقى اهل قلعه را اسير گرفتند و اهل حرفه را جدا كرده بر امرا قسمت نمودند كه خانه كوچ به سمرقند برند و از اطبا ، مولانا جمال الدين و مولانا سليمان را با كوچ بردند و باقى نقبها را آتش زده يكبارگى چنان قلعهء عظيم از هم فروريخت و چون دمشق سوخته و قلعه و خندق با خاك ره برابر شد ، « 2 » فرمان عالى نفاذ يافت كه دست از هلاك مردم بازدارند و نقد رايج شامات كه نقرهء مغشوش ظاهرى بود جهت تخفيف حمل كاه بسته « 3 » مسكوك ساختند و تنگه‌هاى صد مثقال و پنجاه مثقال تا ده مثقال به نام و القاب همايون مضروب شد و لشكريان چندان نقره به دار الضرب [ اردو آوردند كه مبلغ ششصد هزار دينار كپكى از حاصل دار الضرب ] « 4 » و اصل شد و لشكرها به يسون چپقون تا غزه و رمله رفته آثار تسلط و اقتدار به ظهور آوردند و از تخريب مساكن و تعذيب مساكين و غارت اماكن و تاراج مواطن هيچ باقى

--> ( 1 ) . ك : [ و نفايس ] . ( 2 ) . ك ، س : ساخته شد . ( 3 ) . ظف : « جهت تخفيف حمل آن بر حسب فرمان قضا جريان نقره و زر را كاه بسته و به خلاص برده مسكوك گردانيدند . » ( ج 2 ص 243 ) . ( 4 ) . ك ندارد .