كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
861
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
همى خنديد زخم از هيكل مرد * به خنده گريهء خونريز مىكرد به گرمى توسنان چون برق گشته * ميان آب و آتش غرق گشته اجل دامن به كشتن چست كرده * زمين نيفه به خوردن سست كرده تن افتادگان مىداد در گل * صلاى كركسان از ديده و دل شكمهايى كه مىگشت از سنان سير * چو برگ گندنامى خورد شمشير و سپاه ضرغام صولت بهرام سطوت به نيروى دولت و زور بازوى سعادت سپاه شام را انهزام داده صبح عنايت از مطلع فتح و نصرت حضرت صاحبقران لمعان نمود و چون آفتاب تيغ گذارد دشمنان بىاندازه را ذرهوار تارومار ساختند و مخالفان را تا باغات و عمارات رانده بسيار به قتل آمدند و از پيادگان كشته بر رهگذر شهسواران لشكر نصرتشعار گذار دشوار بود و خلقى كثير اسير شدند و در اثناى كارزار ، اميرزاده سلطان حسين كه ميسرهء لشكر شام به فرّ شكوه او آراسته بود در برابر اميرزاده اميرانشاه و اميرزاده شاهرخ افتاده دلاوران لشكر منصور قصد او كردند و او تعريف « 1 » خود كرده توپلاق قوچين كه از بندگان شاهرخى بود ، او را عنان گرفته پيش اميرزاده شاهرخ آورد و اين خبر به آن حضرت رسانيد . حكم مهيب از موقف تأديب به قيد او اطلاق يافت و بعد از چند روز به شفاعت اميرزاده شاهرخ از قيد خلاص شده چوب ياساق زدند . امّا در حبس شرمندگى محجوب مانده مجال آمدن در مجلس همايون نداشت كه : مصرع گر گناه ببخشند شرمسارى هست و اين محاربه نوزدهم جمادى الأولى « 2 » به وقوع پيوست .
--> ( 1 ) . يعنى خود را بشناسانيد يا به اصطلاح امروز خود را معرّفى كرد . ( 2 ) . ظف : « اين واقعه در سه شنبهء نوزدهم جمادى الأول سنهء ثلاث و ثمانمايه موافق لوى ييل وقوع يافت . » ( ج 2 ص 234 ) .