كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

862

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

ذكر فتح دار الملك شام به دست اقتدار سپاه بهرام انتقام حضرت صاحب‌قران ظفر قرين روز ديگر مصرع صبح صادق چو در جهان بدميد از معسكر فيروزى اثر نهضت فرموده در دامن پشته‌اى فرود آمد و روز ديگر فرمان همايون شرف نفاذ يافت كه لشكرها مكمّل و آراسته روان شوند . نظم خروش كوس و بانگ ناى برخاست * زمين چون آسمان از جاى برخاست و فيلان كوه پيكر عفريت منظر چون درياى جوشان و ابر خروشان به سلاحهاى آراسته و صندوقهاى پيراسته و رعداندازان و تخش‌افكنان بر پشت فيلان مرتّب داشته و بر روى خرطوم و گوشها صور غريبه به الوان مختلفه نگاشته در پيش عساكر گردون مآثر مىرفتند . نظم هيكل فيلان به زمين خم فكند * زلزله در عرصهء عالم فكند زان همه دندان كه بلاسنج بود * روى زمين عرصهء شطرنج بود از حشم و فيل در آن فيل مال * حشر جسد ثابت و سير جبال پيچش خرطوم به‌سان كمند * اژدرى افتاده ز كوه بلند بانگ بلندش زده با رعد كوس * ابر بلندش به قدم داده بوس بركشد از تارك بدخواه مغز * وز بن دندان كند اين كار نغز سپاهى در طول ، از جوانغار تا برانغار ، سه چهار فرسنگ ، با چنين صفى از فيلان در پيش ، در اثناى راه به مقامى بلند كه بر شهر مشرف بود برامدند و صفها آراسته و تيغها كشيده و گورگه‌ها كوفته سورن انداختند . دمشقيان چون خروشى به‌سان فزع اكبر شنيدند و حشر لشكرى نمودار دشت محشر معاينه ديدند با حيرت