كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
852
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
مضمون آنكه تأييد حق سبحانه و تعالى جهان را مسخّر حكم ما كرده و ممالك عالم به قبضهء اختيار ما سپرده . حصنها مانع نيست و حصارها دافع نه . اگر بر جان خود بخشايند و در خون اهل و عيال خود سعى ننمايند ايشان را بهتر باشد . اهل قلعه دانستند كه چاره بجز تسليم نخواهد بود . شودقين و تمور تاش با سادات و قضات و ائمه كليد خزاين برداشته دروازها گشادند و بيرون آمده پيش آن حضرت روى عجز و شفاعت بر زمين مذلّت نهادند . آن حضرت شودقين و تمور تاش را بند فرمود « 1 » و خزاين را ديوان ضبط كرده قلعه را كه سر به عيّوق افراشته بود شرفات آن را چون سر خجلت زدگان در پيش انداختند و مدت پانزده روز لشكر منصور به تخريب دور و قصور آنكه ارايك جهان از رشك شرف و غرف آن به قصور مقصور بود و از حليت و نزاهت دور با خاك كوى برابر ساختند و زبان حال كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ « 2 » بر ايشان خواند و خزاين قديمه و جديده و آنچه اهل شهر به آنجا نقل كرده بودند ، در تصرّف نوّاب آمد و چنانچه از مكارم پادشاهانه سزد كه به ضرب تيغ گيرند و به سر تازيانه بخشند . بيت به سر تيغ ملك بگرفته * به سر تازيانه بخشيده آن اموال و احمال بر لشكريان قسمت فرمود و بعد از پانزده روز بر بقاياى رعايا مرحمت نمود و سپاه ظفرپناه از غارت و تاراج بازايستادند و آغرق و اثقال را با خزاين و اموال در قلعهء حلب گذاشته و سيد عزّ الدين ملك هزارگرى و شاه شاهان والى سيستان و موسى طوى بوقا و سلطان محمود پسر بيان تمور آق بوقا و سلطان ملك و مراد قوچين و پاينده چوره و شيخ عمر تواچى را به ضبط قلعه بازداشت و روى عزم
--> ( 1 ) . ظف : « شدون و تمور تاش و قريب هزار نفر را از سرداران و لشكريان كه با ايشان در قلعه بودند بر تومانات قسمت كرده مقيد ساختند . » ( ص 221 ) . ( 2 ) . سورة الدّخان 26 / 25 .