كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
853
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
خسروانه به تسخير ديگر بلاد شام آورد و اللّه المستعان . ذكر عزيمت حضرت صاحبقران به جانب حمى و حمص حضرت صاحبقران در آن زمان كه در ظاهر حلب بود ، اميرزاده رستم و امير سليمانشاه و امير سونجك را به طرف حمى به ايلغار منقلا روان فرمود و امرا شهر را گرفته فتح قلعه از جهت حصانت موقوف ماند . چون راى كشورگشاى از تسخير حلب فراغت يافت ، رايت فتح آيت به صوب حمى روان شد و در راه چند قلعه مسخر ساخته چتر همايون سايه بر آن ديار انداخت . اهل حمى از بالاى قلعه عظمت لشكر منصور مشاهده كرده چاره غير از انقياد نديدند . تبرّكات و تنسوقات مرتّب داشته به قدم مسكنت از قلعه بيرون آمدند و شاهزادگان را و امرا را كه پيشتر به آنجا آمده بودند شفيع ساخته آن حضرت از خون ايشان گذشت و حاصلات آن را به همان امرا بخشيد و مدّت بيست روز آنجا توقّف نموده لشكر به رفاهيت گذرانيدند و ديوان خانهاى جهت آن حضرت در مدتى اندك بنا نهاده به اتمام رسانيدند « 1 » و سپاهيان چند روز به فراغت استراحت نمودند و چارپايان از كوفت راه برآسودند و بعضى امرا به طرف سلميه و فرات رفته بودند . آن نواحى را مسخّر ساخته بازآمدند . درين ولا ، امرا به عرض همايون رسانيدند كه لشكر منصور قرب دو سال است كه در سفرند و پيوسته در مقابله و مقاتله بودهاند دشمنان لشكر بسيار و اسبان آسوده دارند . اگر راى جهان گشاى صلاح داند ، در ساحل دريا به طرف طرابلس قشلاق كرده چهارپايان بياسايند و اول بهار از سر قوّت و اقتدار به دفع دشمنان مشغول شويم . نقد اين تدبير ، هرچند در نظر صيرفى خرد كه ناقدى است بصير سره مىنمود ، بر محك ضمير منير صاحبقران جهانگير تمام عيار نبود .
--> ( 1 ) . ظف : « و شاهزادگان و امرا و اركان دولت نيز از براى خود خانهها پرداختند . » ص 223