كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

837

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بيت بسى را فكندند بر خاك پست * گريزان شد آن‌كس كه از تيغ رست به هم بر زدند آن برو بوم را * شده زهره زان قيصر روم را و لشكر منصور ، با غنايم نامحصور ، در ظاهر سيواس ، به شاه فلك اساس ملحق شدند و شهر سيواس را علاء الدين كيقباد سلجوقى عمارت كرده بود و پهناى ديواره ده گز به سنگ تراشيده ، برآورده و بيست گز ارتفاع داده چنانچه سر ديوار شش گز عرض داشت و در هر صد گز و دويست گز راهى ساخته و مقاتلها از سنگ نهاده و در جانب شرقى و شمالى و جنوبى كه قبله همان است خندقى عميق و زمينى زه‌كش بود كه از تك زمين آب برمىآمد و امكان نقب زدن نبود . امّا طرف غربى قابل نقب بود . حضرت صاحب‌قران بر آن جانب فرود آمد و سر انّا اذ انزلنا بساحة قوم فساء صباح المنذرين « 1 » ظاهر شد و ايلدرم بايزيد مصطفى « 2 » نام اميرى را با چهار هزار سوار نامدار در آن شهر گذاشته بود . حضرت صاحب‌قران فرمود كه از اطراف و جوانب حصار عراده و منجنيق برافراختند و در برابر دروازهء عراق ملجور ساختند و شهر را محاصره كرده جنگ انداختند و نقبچيان زرّين چنگ بىلبث و درنگ به نقب مشغول شدند و از طرفين هژده « 3 » شبانروز آتش قتال اشتعال يافته روميان جنگهاى مردانه مىكردند و نقبها به پاى ديوار رسيده آتش زدند و برجها درهم شكسته به زخم سنگ و عرّاده و منجنيق باروى آن را چون غربال مشبك ساختند و فغان از اهل شهر برآمده فتح نزديك شد . والى آن‌جا مصطفى « 4 » از سر عجز و بيچارگى بيرون آمده آن حضرت او را به جان امان بخشيد و سادات و علما و اكابر و

--> ( 1 ) . در هر سه نسخه چنين است . ولى صحيح آيه چنين مىباشد . فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ . ( سورة الصافات 177 ) . ( 2 ) . ف : مصطفا . ( 3 ) . ف : هيژده . ( 4 ) . ف : مصطفا .