كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

836

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

حضرت صاحب‌قران چون جواب ناصواب ايلدرم بايزيد شنيد دانست كه موادّ فساد كه در دماغ او انعقاد و انجماد يافته به تدبير دبير و قلم تحرير و رقم تقرير علاج‌پذير نيست . بيت اين‌جا به رسول و نامه بر نايد كار * شمشير دو رويه كار يك رويه كند آن حضرت را نائرهء غضب اشتعال يافته با سپاه برق جوش رعد خروش متوجه بلاد روم گشت و در حوالى اونيك حضرات عاليات سراى ملك خانم و خان‌زاده و ديگر حرمها با اميرزاده الغ بيك به عهدهء اميرزاده عمر و خداداد برادر بزرگ امير اللّه داد و مولانا قطب الدين قروى به جانب سلطانيه روان شدند و سپاه قيامت باس به حدود سيواس آمده « 1 » هواى ارزروم از غبار موكب گيتى گشاى عطرساى گشت و صحرا و بيابان از خرگاه و سايبان مالامال شده كوه و دشت ميلاميل فروگرفتند و امير طهرتن ، با گروه انبوه ، ضميمهء لشكر قيامت اثر گشته به عواطف پادشاهانه مخصوص شد و رايات ظفر آيات به اطراف سيواس محيط شدند و آن‌جا به مسامع جلال پيوست كه پسر ايلدرم بايزيد كرشجى با تيمورتاش كه از عظماى امراى روم بود و سپاه گران « 2 » عازم سيواس شده‌اند و چون آوازهء لشكر منصور شنيده‌اند به طرف روم عود نموده‌اند . حضرت صاحب‌قران امير سليمانشاه و امير جهانشاه و شيخ نور الدين و سونجك و سيد خواجه و دانه خواجه را با لشكر فراوان به جانب مخالفان روان فرمود و سپاه ظفرپناه ايلغار كرده و از قيصريه گذشته به دشمنان رسيدند و بر ايشان تاخته همه را پريشان ساخته تمام آن حدود و نواحى را غارت و تاراج كردند .

--> ( 1 ) . ظف : « در افتتاح محرم سنهء ثلاث و ثمانمايه ايلغار فرموده به سيواس راند . » ( ج 2 ص 192 ) . ( 2 ) . ك : سپاس - س : سياه ( سپاه ؟ )