كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
835
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
جهت فرض جهاد كمر اجتهاد بستهاى اصلا متعرض ولايت تو نشديم تا از مرور لشكر منصور غبار فرار بر دامن روزگار مردم آن ديار ننشيند و نعوذ باللّه موجب ملالت مسلمانان و شماتت بىدينان گردد . اكنون قدم در مقام فضول نهاده سخنى كه نه حدّ تست مىگويى و چيزى كه به تو نمىرسد مىجويى ، بلا را به زور به خود مىكشى و قدر عافيت نمىدانى . بيت مكن آنكه هرگز نكرده است كس * بدين رهنمون تو ديو است و بس عقل را كار فرماى و در بلا و فتنه بر روى خود مگشاى . اتركوا الترك ما تركوكم معنى بدان و مصرع بر حذر باش كه آشوب و بلا مىآيد و نصّ الفتنة نائمة « 1 » بخوان . مصرع فتنه آن بهتر كه بگذارى به خواب چون نامه ترتيب يافت و داناى كاردان به جانب روم شتافت و به ايلدرم بايزيد رسيده نامه رسانيد ، ايلدرم هم از سر نخوت و غرور سخن گفته جوابهاى درشت داد و گفت مدّتى است كه مرا داعيهء محاربت اوست و بر آن عزمم كه اگر او به اين طرف نيايد من به سرحدّ تبريز و سلطانيه آيم . نظم ببينيم تا دور گردان سپهر * كرا سر برآرد ز پستى به مهر و يا گردش چرخ ناپايدار * كرا كرد خواهد درين كار خوار « 2 »
--> ( 1 ) . الفتنة نائمة لعن اللّه من ايقظها . ( 2 ) . در خصوص نامههاى امير تيمور و سلطان بايزيد به يكديگر رجوع شود به كتاب « اسناد و مكاتبات سياسى ايران » از انتشارات بنگاه نشر و ترجمه كتاب سال 1341 .