كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
833
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
جانب ماى « 1 » شد كه امير خداى داد مغول در آنجاى بود و او به وقت فتح آق سو ، ماى را گذاشته به كوه برآمده بود و اميرزاده اسكندر ماى را فتح كرده حرم امير خضر شاه ، حاجى ملك آغا را با دخترش ايسن ملك آغا و غيرهما اسير و دستگير كردند و سپاه منصور ناحيت [ كرسان و ] « 2 » طارم تاخت كرده ايل بسيار آوردند و اميرزاده اسكندر عزيمت نهايت مغولستان داشت . امير خداداد و شمس الدين و بردى بيك و داد ملك برلاس و صديق تابان راضى نشدند و گفتند ما را حضرت صاحبقران در موضع [ حو ] « 3 » قشلاق فرموده اگر نعوذ باللّه چشم زخمى رسد ، ما معاتب خواهيم شد . ايشان عنان نگاه داشته « 4 » اميرزاده اسكندر به جانب ختن رفت . ختنيان از تاب سياستى كه بر آق سو رفته بود ، فكر خطا گذاشته به ايلى بيرون آمدند و اميرزاده اسكندر بر عجز ايشان بخشوده مرحمت فرمود و روزى چند با پرى پيكران ختنى و صنوبران طغماج ، « 5 » در صحراى خلخ و نوشاد به شادكامى گذراند و از قوت دولت مطيع و دلالت سعادت مطاع ، مجموع قلاع و بقاع آن نواحى را قلع و قمع كرده در رتبهء انقياد آورد و به جانب قرانكفوناغ رفته بازگشت و از پرى پيكران ختن و الماليغ و دلبران قرقيز و بيش باليغ چند تغوز « 6 » مصحوب شيخ يساول جهت سوقات حضرت صاحبقران فرستاده در بلاد شام به اردوى اعلى رسيد و همچنين تنسوقات پيش اميرزاده محمد سلطان و امراى سمرقند فرستاد . « 7 » اما ميان اميرزاده اسكندر و
--> ( 1 ) . ظف : « چپقون به طرف پاى و كوسن فرستادند و پاى ييلاق است و كوسن قشلاق و عساكر نصرت شعار پاى و كوسن را تاخت كردند . » ص 160 ج 2 ( 2 ) . در ظفرنامه نيست و ظاهرا تحريف كوسن است . ( 3 ) . چنين است در نسخ سهگانه و ظاهرا « خود » درست است . ( 4 ) . اين قسمت يعنى خوددارى امرا از همراهى اسكندر در ظفرنامه نيامده است . ( 5 ) . س ، ك : طيغاج . ( 6 ) . ظف : « از پرى پيكران مغول و حوروشان ختن دو تغوز اختيار كرده مصحوب . . . » - تغوز به معناى عدد نه 9 است و دو تغوز يعنى هجده . ( 7 ) . ظف : يك تغوز دختر و يك تغوز اسب ( ج 2 ص 161 ) .