كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
784
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ناگاه پنج هزار سوار كه با سيد خواجه و جهان ملك به هر جانب رفته بودند رسيده ملحق شدند و اين صورت كه روى نمود از غرايب اتفاقات حسنه بود . آن حضرت شكر الهى به جاى آورده حكم فرمود كه امير شاهملك و امير اللّه داد با هزار سوار نامدار بر سر گبران رانند و انديشهء كثرت به خاطر نيارند و آن حضرت در قول توقّف نمود . مبارزان ظفر شعار تيغ جهاد آخته بر سر دشمنان تاختند . امرا هنوز در جنگ شروع نكرده وهم و هراس بر گبران مستولى گشته و ترس و بيم بر ايشان غالب شده متفرّق و پريشان گشتند و لشكر منصور در عقب رفته جمعى را به قتل آوردند و زنان و فرزندان آن بىدينان را اسير ساخته گلههاى اسب و گاو ضبط كردند و ساعتى در آن مرحله نزول فرمود و اين غزاى اول بود . در آن حال خبر آمد كه در دامن كوه كوتله « 1 » كه بر كنار گنگ است گبران جمع آمدهاند . آن حضرت با پانصد سوار متوجه كوتله شد و لشكريان به گرفتن غنايم مشغول بودند . حضرت صاحبقران چون نزديك گبران رسيد گروهى انبوه در نظر آمد . امرا شاهملك و على سلطان تواجى با اندك مردمى بر سر ايشان تاختند و غازىوار غلغل تكبير در گنبد دوار انداختند و آثار شجاعت و مردانگى به ظهور آورده هندوان را شكستند و كثرت چنان را رانده غنيمت بسيار گرفتند و عامهء لشكر به غارت مشغول بودند و زيادت از صد سوار ملازم ركاب همايون نبود . ناگاه گبرى [ ملك شيخه « 2 » نام با صد سوار و پياده بر طريق فداييان تيغها كشيده عازم موكب ظفر شعار شدند و چون نزديك ] « 3 » رسيد يكى از بندگان درگاه نادانسته به عرض رسانيد كه اين شيخ كوكرى است كه در سپاه ظفرپناه مىباشد . آن حضرت بدين سبب عازم كوه شد و شنجهء گبر لشكر اسلام را تيغ رسانيد و بهادران ملك شنجه
--> ( 1 ) . ظف : « درهء كوپله كه بر كنار آب گنگ است . » ( ج 2 ص 108 ) . ( 2 ) . ف : شنجه س : سنجه - ظف : ملك شيخه ( ج 2 ص 108 ) . ( 3 ) . ك ندارد .