كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

766

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

سيد خواجه تيرباران كردند و مخالفان تاب مقاومت نياورده گريختند و هنگام گريز پيل جنگى « 1 » افتاده سقط شد و از وقوع اين حال ، عقلا به فتح صاحب‌قران بىهمال استدلال نمودند . چه گريهء ابر آزارى دليل خندهء گلهاى بهارى باشد . مصرع از گريه‌هاى ابر بود خنده‌هاى گل و ملو خان گريزان عازم دهلى شد و امرا جهت احتياط در عقب نرفتند . ذكر ترتيب سپاه ظفرپناه و قتل فرمودن لشكر غزا شعار اسيران كفار را ارباب عقل و بينش و واقفان كار كارخانهء آفرينش را واضح و پيدا و لايح و هويداست كه گشايندهء ابواب فتح و ظفر عنايت ايزدى است و نمايندهء راه سعادت و اقبال رحمت بىغايت سرمدى و اگرچه خلعت سعادت برقد قدر هركسى در ازل دوخته‌اند و شمع دولت در شبستان مراد از نور عالم علوى افروخته امّا آفتاب عالمتاب فتح و ظفر بعد از تاريكى گرد نبرد روى نمايد و طراوت چمن كامرانى از گريهء زار ابر كارزار در وقت كارزار پديد آيد . مصرع گنج با مار است و گل با خار و مستى با خمار و چون غرض از اين سعى و كوشش اعلاى كلمهء حق و اظهار شعار اسلام باشد هرآينه ساعد اين مطلوب زودتر به دست آيد و چهرهء آن آرزو آسانتر روى نمايد . مصداق اين سياق آن است كه حضرت صاحب‌قران بعد از مشّاق منزل و شدايد طريق و مخالفت عبور و آفت بحار عميق به حوالى دهلى رسيده به جانب شرقى حصار لوبتى فرود آمد و قبه و بارگاه به ذروهء مهر و ماه برآمد و مجموع امراى نامدار و سرداران روزگار كه بتاخت اطراف رفته بودند بازآمده آن حضرت همه را حاضر ساخت و با مخدوم‌زادگان و نوينيان و امراى عظام و سرداران قشونها مشاورت فرمود و قواعد توره و ياساق پادشاهان قديم به خوبتر عبارتى بيان نمود و رسوم رزم‌آرايى و

--> ( 1 ) . س ، ك : پيلى - ظف : دو پيل .