كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

767

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

قانون نبردآزمايى و در درياى وغا غوطه‌خوردن و از گرداب هيجا بيرون آمدن و در جوانغار و برانغار و قول عنان در عنان تافتن و بدل حملهء خصم در آن حال يافتن چنان بيان كرد كه گوشها پر در شاهوار گشته سامعان آن سخنان به گوش هوش و سمع جان شنيدند و در همين مجلس شاهزادگان و امرا به عرض رسانيدند كه از لب آب سند تا اين‌جا صد هزار كفّار اسير و گرفتارند . شايد كه در روز جنگ ميل مردم دهلى كرده به ايشان پيوندند و آن روز كه ملو خان تا عمارت جهان‌نماى آمده و اين سخن در اردوى همايون مذكور شده اسيران شنيده يكديگر بشارت داده به اشارت بشارت مىنمودند . و صاحب‌قران را سخن دولت‌خواهان معقول و مقبول آمده حكم يرليغ نفاذ يافت كه اسيران را به قتل آرند و هركه تقصير و تأخير كند « 1 » او را كشند و مال او از آن‌كس باشد كه تقصير او را به عرض رساند و به روايت اقلّ صد هزار هندو را به تيغ جهاد گذرانيدند و مولانا ناصر الدين عمر كه يكى از ارباب عمايم بود ، با آن‌كه در همه عمر گوسفندى ذبح نكرده بود ، در آن روز پانزده هندو « 2 » را طعمهء شمشير غزا ساخت و آن حضرت فرمود كه از هر ده نفر لشكر يك كس در اردو و يورت توقف نموده زن و فرزند هندوان و چهارپايان تالانى را ضبط نمايند و عازم شهر شده پنجم ماه از آب جون گذشته باز به اين طرف آمدند و رعايت حزم را پيش خود خندقى كندند متصل به پشته كه آن را بهالى خوانند و از شاخ درخت و چپر حصار ساخته در پيش خندق گاوميشان را گردن و پاى در هم بستند و در پس چپرها خيمها برافراختند و آن حضرت اختيار منجّمان را كه ناظر به تعويق بود تصديق نفرمود .

--> ( 1 ) . ظف : « و هركس كه در امتثال اين امر تأخير و تهاون روا دارد او را بكشند و زن و بچه و مالش از آن كس باشد كه تقصير او را به عرض رساند . » ج 2 ص 72 ( 2 ) . ظف : « پانزده هندو در خيل داشت و با آن‌كه هرگز گوسفندى . . . در آن روز امتثال فرمان ، هر پانزده را طعمهء . . . »